تبلیغات
انجمن حقیقت

نابودی کامل فرقه تروریستی مجاهدین ضد خلق

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:سه شنبه 1 فروردین 1396-07:01 ق.ظ

نوروز ۹۶ و سرگذشت عبرت انگیز مجاهدین خلق



عید نوروز ۹۶ با همه غم ها و خوشحالی ها ، سختی ها و….. فرا رسید . ما ایرانیان در شروع سال دیگر در حد وسع خود به استقبال بهار با باز شدن شکوفه های نارنج و ترنج و درختان شکوهمند می رویم که قامت شان پربار و چه زیبا می شود .

اما در دل بعضی مادران عزیز ما سنگینی است که دوری از فرزندان و دلداده هایشان است . انسان هایی که در درون فرقه مجاهدین اسیر هستند و در این دنیای بزرگ در زندانی کوچک ولی عجیب و غیر انسانی و قابل باور گرفتار شده اند .

درست ۳۱ سال پیش بود که مسعود رجوی که نتوانست بعد از ۳۰ خرداد بر مسند قدرت بنشیند بطور رسمی وارد عراق شد که پیامد آن ، ترور ، بمب گذاری و جنگی بود که هموطنان عزت مند ما را نشانه گرفت که می خواستند و ادعا می کردند آزادی را برای آنها بیاوردند . رهایی که البته با همکاری با دشمن متجاوزگر و گرفتن سلاح و امکانات همه جانبه که در صدد اجرایش بودند!!! .

بهر حال گذشته از فاز سی خرداد ، در طول سالهایی که مسعود رجوی دست بیعت باصدام داد ، هزاران تن از جوانان این کشور به خاک و خون کشیده شدند و مسعود رجوی کم نمی آورد و در هنگامه هر سال جدید با وعده سرنگونی و وعده ای را اغافل و بسیار درناک تر موجودی و سرمایه ملی را در راه اهداف پلید و قدرت نمایی خود به فنا کشید .

سازمان مجاهدین خلق(فرقه ی تروریستی رجوی) بعد از اعلام فاز ۳۰ خرداد و شورش های خیابانی و حیف و میل نهاد ها و اماکن دولتی و ترورهای بی هدف و بدون دلیل که تا حدودی انسان های بی سلاح و عادی کوچه و خیابان را برای بی ثباتی برنامه ریزی کرد و کار آن فقط همین بود ، با فرار رهبر مجاهدین به همراه آقای بنی صدر ، یک چیز را رقم زد . در عین صداقت پیشگی ظاهری و گفته اینکه بیشترین پرداخت در راس هرم است ، موسی خیابانی ، محمود ضابطی ، اشرف ربیعی و…. را قال گذاشت تا در کمین جمهوری اسلامی گرفتار شوند . خانه تیمی که محاصره شدند و تا آخر در دام رجوی گرفتار گردیدند ولی رجوی عافیت جویی خود را با رفتن از ایران نشان داد .

این و خیلی مسائل راه را برای فرقه گرایی رجوی در عراق بمثابه نقطه امن و دور از دسترس باز کرد و سر سازمان بعد از سفر دائمی به عراق خود را از مسئول اولی به رهبر عقیدتی ارتقاء داد !!! که انقیاد تمام بدنه تشکیلاتی و کسب مالکیت اول و آخر جان و روان همه اعضاء بود .

این تحجر گرایی و افکار عقب مانده حتی باعث گردید که در اوج سختی های فرقه و نفرات ، بمباران های جنگ خلیج دوم و لشگرکشی آمریکا برای ساقط کردن صدام ، مجدداً آقای رجوی غیب شود و همسر سوم ایشان بنام مریم قجر با تعدادی از کادرهای بالا و آستان بوس هرم فرقه ، خاک عراق را ترک کنند ودر فرانسه اقامت کنند . این کار پنهانی ، ضربه ای به اطمیان خدشه دار شده اعضاء وارد کرد که خروج از عراق و رفتن به آلبانی در بالاترین نقطه ذلت ، این چالش و حاصلی شد که ۳۱ سال خیانت را برای سازمان به ارمغان آورد که دوست و دشمن را از او ناراضی کرد.

سماجت بر حضور در عراق بعد از پایان حکومت دیکتاتوری صدام و همکاری با ارتش آمریکا فقط به خاطر حفظ جان و مدت زمانی کوتاه برای وجود رجوی ها بود که البته بهایش را افراد درون گروهی دادند که سال ها عمر خود را به پای این سازمان وپس گرا ریختند که حتی خانواده های آنان را مزدور دانسته تا بتواند خیانت ، جنایت و جاسوسی و مزدوری خود را به وهم و خیال خود مخفی کنند .

در این بحبوبه شکست های رجوی و رسیدن به ته دره و سکنی گزیدن در کمپ پناهندگی موقت لیبرتی ، با حمایت آمریکا و امپریالیسم گذشته !!! در مدت محدود انجام دیدار خانواه ها با عزیزان بود که رجوی هم این را تحمل نکرد تا مبادا افراد خود را از دست بدهد و معیارهای انسانی را زیر پا گذاشت تا پازل یک گروه مخرب و فرقه گرا را تکمیل و نشان داده و شعارهای مردمی کاذب خود را بطور روشن و عینی برای چشمان حقیقت بین آدم های با وجدان جهان رونمایی کند .

با همه این مراحل و آزمون و خطا فرقه منحط مجاهدین ، بهر حال نوروز ۹۶ فرا رسید و چیزی که بارز است و بدون شرح و یا براساس تحلیل داده های مشخص ، با وجود صوری یک تشکیلات فرقه صاحب مرده ( چه رجوی بمدت بیش از ۱۳ سال غیب شده و چه واقعاً تلف شده باشد ) ، رفتن از عراق آخرین تیر کشنده بر وجود این جسد متعفن بود و خواهد بود . آنجا که وقتی هواداران و اعضاء که “سرود قسم “را با اعتقاد و بدون اعتقاد می سرودند ، به آرمان واقعاً پوشالی پشت می کنند ، آیا نمی توان گفت که شیرازه این وجود خبیث به پایان رسیده !!؟.

آیا در مرتبه های دیگر و تکرار وعده های سبک : عید درتهران ، سرنگونی و صدها و هزارا ن شعار کشکی و بدون واقعیت را می توان با دایر کردن جلسات شستشوی مغز و دیگ و دیگچه ( نشست جنسی و تفتیش جنس – لجن مال کردن شخصیت فردی انسان ها و قربانیان درونی ) داد !!؟.

وقتیکه مریم رجوی با بورژوازی قرین شده و هر محفل و انجمن خصوصی و عمومی باید با او رنگین شود تا کامش برآید !! ، می شود که افراد بی گناه و قربانی در آلبانی را مجاب کرد که برای رفتن به بیرون بایستی اجازه بگیرند و تا آخر خودشان را از یک زندگی واقعی فقط برای چند سال عمر پایانی و یا دیدار با خانواده محروم کرد !!؟




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:سه شنبه 24 اسفند 1395-09:27 ب.ظ

چهار شنبه سوری، گنجایش توقعات مالیخولیایی رجوی را ندارد!


درست مانند ۴ دهه ی گذشته وبا درنظر نگرفتن اینکه ، این نوع فراخوان ها هیچ نتیجه ای برای رجویه نداشته است ، بازهم از رو نرفته ومجددا فراخوان داده اند با این مضمون که مردم درچهارشنبه سوری امسال تا میتوانند دست به تخریب وخشونت وآتش سوزی بزنند که بلکه حکومت ایران سرنگون شود ومریم و یا مسعود به خیر وخوشی به تهران آمده وتاج کیانی را برسر گذارند!!

در ” فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور به مناسبت جشن ملی چهارشنبه سوری “ آمده است :

” هم میهنان! جوانان اشرف‌نشان و رزمنده ایران! – با برافروختن آتشها در جشن ملی چهارشنبه سوری، به استقبال بهار و نوروز همیشه‌ پیروز بشتابیم. زمستان استبداد را با فریادهای «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «زنده باد ارتش آزادی»، به لرزه در آوریم. برای برپایی هزار اشرف و کانون ظلمت سوز شورشی در سراسر میهن اشغال شده، تجدید پیمان کنیم “.

اگر این مردم وجوانان ، براستی هم اشرف نشان باشند ، باید از امکانات لازم برای دادن اختیارات جان، مال وناموس خود به رجوی – که همان بی غیرتی است – بی بهره اند پس بهتر که دراین مورد آنها را معذور داشته واین موجودات را محتملا درکرات دیگر جستجو کنید که با آدرس عوضی آمده اید وبه کارتان نمیخورد این مردمی که درایران زندگی میکنند!

دیگر اینکه مردم ایران هنوز به آن درجه ای از تکامل اجتماعی؟! نرسیده اند که از کشورهای سلطه گر جهانی دعوت کنند که این ارتش رجوی را درپشت سر توپ وتانک وهواپیماهای خود ، در شهرهای خود ،مشاهده کنند!!

درست است، اینها غریب نوازند ولی نه باندازه ای که شما میخواهید!!

توصیه ی ما به شما هپروتیان این است که فعلا صبر کرده ودست نگهدارید .

آخه ما ها هنوز درک نکرده ایم که چگونه ممکن است که با بمباران شدن و بالکانیزه شدن کشورمان به رفاه وآزادی می رسیم و بجای یک چلبی عراقی، ده ها چلبی ایرانی را پذیرا میتوانیم باشیم!!

دنیا را چه دیدید ، ماهم امکاناتی برای تحول داریم و یه هو میبینی که چنین شدیم که شما میخواستید!!

در قسمت دیگر متن این فراخوان ، آمده است :

” پیروزی مجاهدان اشرفی در انتقال بزرگ و شکست توطئه ها و موشکها با «مقاومت به هرقیمت»رقم خورده است. و همین مقاومت است که خلیفه ارتجاع را در باتلاق بحرانهای بیرونی و درونی به دام انداخته و اهرمهای حفظ نظام ولایت فقیه را از جنگ ضدمیهنی تا پروژه تسلیحات اتمی و مداخلات تروریستی، درهم شکسته است ” .

ما را باش که تاکنون فکر میکردیم اصحاب واسرای رجوی فرار کرده و در پیاده کردن نقشه های عجیب رجوی شکست خورده اند!

پس این فرار پیروزی بوده است؟

ای دل غافل!! عجب شیر خام خورده ای بودیم ما!!

اما مسئله دراینجاست که رجوی ومریم حاضر نبودند که این فرار پیروزمندانه محقق شود وتنها ما اعضای هنوز بدرستی تکامل نیافته ی خانواده های گروگان های رجوی بودیم که با فشار وتلاش های جانانه ی خود، این پیروزی را بر رجوی تحمیل کردیم!!

همچنین :

” … در جشن ملی چهارشنبه سوری، در همراهی با اعتراضات اجتماعی، با پایداری و همبستگی و با کار جمعی و انقلابی، می توان و باید بساط رعب و وحشت آخوندها را در هم شکست. می توان و باید، تیمها، دسته‌ها و یکانهای ارتش آزادی را در جای جای میهن اشغال شده، تشکیل داد “.

نکنید همچین!

اجازه بدهید که ما سنت چندین صد وهزار ساله ی اجداد خودمان را محترم شمرده و خنده و شادی را برای چند ساعتی به محیط زندگی خود دعوت کنیم!!

البته ما کج سلیقگی کرده این کار جمعی مورد نظر خود را محدود به کار نیمه فردی خانوادگی کرده و طبق عرف موجود میخواهیم درکنار بزرگان خود آتش روشن کرده وازروی آن پریده وزردی اش را به رجوی حوالت دهیم!!

به فرض تقریبا ناممکن وخدای نخواسته اگر زمانی کشور ما اشغال شود ، این تیم ها ویکان ها را هم تشکیل خواهیم داد وابدا احتیاج به توصیه های تاکتیکی واستراتژیکی شما که درکمپ آلبانی گیر کرده ونشان داده اید که چقدردست وپا چلفتی هستید ، نخواهیم داشت !

ما شخصا آرزوی سلامتی اسرای رجوی دراین روز خوب را خواهیم داشت و امیدوار خواهیم بود که رجوی برای یک بار درعمرش هم که شده لوطی گری بخرج داده ، خطوط تلفن کمپ را برای تماس این اسرا با خانواده ی شان بازبگذارد ودراین جشن ملی شرکتی داشته باشد که ما فکر میکنیم طرف این کاره نیست و این ما هستیم که این خطوط تلفن را با قاطعیت تمام باز خواهیم کرد!
گروهی از خانواده های مرتبط با گروگان های رجوی




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:سه شنبه 24 اسفند 1395-09:23 ب.ظ

8 مارس

مریم رجوی همان کسی که عامل اصلی این همه ظلم و جنایت بر علیه زنان اسیر دربند این فرقه است حال خود را یک فمنیست و پرچمدار آزادی زنان در ایران می داند و با سخنرانی های خود برای روز جهانی زن از "حقوق زنان" سوءاستفاده میکند.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-01:09 ق.ظ

جلسه ی انجمن زنان (جداشدگان فرقه ی رجوی)



این جلسه با شرکت و حضور خانم ها بتول سلطانی، حمیرا محمدنژاد و خانم زهرا معینی برگزار شد و پیرامون آخرین وضعیت فرقه رجوی روی دو موضوع زیر بحث و تبادل نظر انجام شد.
موضوع اصلی اینکه آیا دولت ترامپ و آمریکا توجهی به این فرقه تحت نام شورای ملی مقاومت خواهد کرد؟ و موضوع دوم صحبت روی جنگ مداوم و شیطان سازی فرقه رجوی از منتقدین و جدا شدگان خود و اینبار با به صحنه آوردن میرواقف صداقی و توهین و اهانت به برادر خود که مفصلا موضوع بررسی و شگردها و ترفندهای فرقه رجوی به نقد و بررسی پرداخته می شود.
به امید روشنگری بازماندگان به گروگان گرفته شده و مانیپوله شده در فرقه رجوی در همه پایگاههای آن.
توجه بینندگان و علاقه مندان را به این ویدئو در لینک زیر که در یوتیوب قابل دسترسی هست جلب می کنیم





داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-01:08 ق.ظ

دردل خواهری دلسوخته به برادر اسیرش در آلبانی



نامه ای خطاب به داداش مهربانم جواد دولت پور
سلام داداشی جون.الهی آبجی دورت بگردم.حالت چطوره؟میدونی چقدر دلتنگت هستم؟میدونی فکر تو شده غصه شب و روز من؟واسه یه خواهر که مادر و پدر روهم از دست داده برادر یعنی کوه، یعنی پشت و پناه، تنها امید که بهش تکیه کنه،کجایی تکیه گاهم؟
چرا انقدر تنهام گذاشتی؟ بعد پدر، غربت تمام وجودم رو در خودش گرفته.این چه سرنوشتی بود؟ هیچ وقت فکر نمی کردم این فراق تااینهمه سال طول بکشه. چقدر آدمیزاد تحمل داره.خداوند از روح خود در انسان دمید .محبت رو آفرید.برای کنار هم بودن و به هم عشق ورزیدن.
داداشم تو در نهایت عقل و شعور کامل مختار هستی سرنوشتت رو رقم بزنی و نباید اختیار زندگیت رو دست دیگران بدی.آبجی ازت خواهش میکنم عاقلانه یکبار دیگه فکر کنی و بهترین تصمیم رو بگیری .به گذشته خودت و به اینکه چی بدست آوردی و به آیندت فکر کن.ما بعد از خدا فقط همدیگر رو داریم.عزیز دلم ،آرزوی من در کنار تو زندگی کردن هست.چیز زیادی میخوام؟چرا باید ازت دور باشم؟زندگی میتونه خیلی شاد بگذره ،هم به دست خودمون میتونه تلخ بگذره .تو کدوم رو ترجیح میدی؟ باور کن سخت نیست.نگران چیزی نباش.من و تو باهم باشیم غیرممکن ممکن میشود.
آنقدر عاشق هم هستیم که اراده کنیم و دوباره شروع کنیم.دیر نشده .از سختی ها و فراق این چند سال عاقل تر شدیم.درس ها و تجارب زیادی کسب کردیم.من بهت اعتماد دارم. هرگز تا زنده ام تنهات نمیگذارم عشقم.تو بامعرفت ترین مردی هستی که درتمام عمرم داشتم.اگر آبجی رو میخوای معطل نکن هرچه زودتر آمادگی خودت رو برای برگشت به زندگی و وطن اعلام کن.منتظرم نگذار بیش از این.فدای تو بشم.موقع ازدواجت رسیده.خوشبختی منتظرت هست.دور نیست.
خدا به همرات باشه همیشه عزیزم.مراقب خودت باش گل من.
آبجی سمیرا - همیشه دوستت دارم




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-01:05 ق.ظ

سید امیر موثقی



در شهریورماه 1380 درکمپ باقرزاده درعراق یک روز اعلام کردند همه باید آماده نشست با رهبری باشند من قبل از رفتن به نشست گفتم نمیخواهم به نشست بیایم و گفتند که نمی شود همه باید بیایند به نشست رهبری و خودشان را تعین تکلیف کنند در آن زمان چون چندین بار توسط مهوش سپهری و دیگر اراذل و اوباشان فرقه رجوی مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار گرفته بودم دیگر دنیای درون فرقه رجوی برایم تیره و تار شده بود و گفتم امروز باید خودم را با این مردک خبیث روبروکنم و حرف سالیان درون وجودم را به او بگویم .
وارد سالن شدیم و بعد از دست و کف زدن های پوشالی، رجوی طبق عادت همیشگی اش در اوج نشئگی شروع به خواندن چند آیه از قران کرد و بعد هم از حاضرین پرسید که ایا در میان شما کسی هست که نا راضی باشد و یا اینکه بلاجبار دردرون تشکیلات مجا هدین مانده باشد که من چون جلوهم نشسته بودم دست بلند کردم و او با کمال پرویی گفت برو بیرون و من زمانی که داشتم نشست را ترک میکردم سالن شروع کرد به ول وله و هلهله و پرخاش که رجوی گفت ساکت بیا بینم حرف تو چیست که من رفتم پشت میکروفون و پرسید مشکل تو چیست گفتم میخواهم بروم دنبال زندگیم ولی شما دارید زور میگوئید..میگوئید یک خروجی داریم فقط ایران و من نمیخواهم به ایران بروم و رجوی دست گذاشت روی سینه اش و سرش را کشید روی میز و گفت بله من زور میگویم که در همین هنگام ملعونی از صف جلو بلند شد با لهجه اصفهانی و رو به من گفت که برادر این مزدوران را باید اعدام کنیم و نگذاریم پا به خارج از تشکیلات مجاهدین بگذارند بله جابرزاده بود با نام مستعار قاسم فردی که سالیان سال در سرکوب و شکنجه اعضای نا راضی و خواهان جدایی از این فرقه تروریستی دست داشت و حضورا شرکت میکرد بعد از فریادهای جابرزاده ملعون دیگری به صحنه آمد به نام صالح که او هم در پاریس دفن شد و و آرزو به گور ماند که خواهر مریم مهر تابان را به ایران برساند .

بله اینها همه خود از بریده بریده تر بودند و از خائن خود خائن تر و برای هر کس که خواهان جدایی بود دادگاه به راه می انداختند و رئیس و وزرای داد گاه میشدند . بله اعلام مرگ رجوی و امسال رجوی برای من و امسال من هیچ سودی ندارد بلکه ضرر هم دارد چراکه مردن برای این موجودات از هر پاداشی گران بها تر هست و اینها باید که به پای میز محاکه می امدند و حساب خیانتها و جنایتهایشان را پس میدادند .
همین جابرزاده خود سوگند خورده بود که تا آخرین نفس در کمپ اشرف بماند و از میراث رجوی نگهبانی کند ولی چی شد که از اروپا و از پاریس سر در آورد چرا و به چه دلیل من و امثال من که میخواستیم عراق را ترک کنیم مزدور و خائن بودیم ولی خودشان دسته دسته عراق را ترک کردند مجاهد صد در صد بودند . من و امثال من از مرگ فراری بودیم ولی خودشان زود تر از دیگران جل و پلاس شان را جمع کردند و به ارو پا فرار را بر قرار ترجیح دادند . جابر زاده برای من و امثال من حکم اعدام را به رهبریش اعلام کرد وتایید کرد که خارجه نداریم فقط و فقط یک سمت ایران و تازه من و امثال من را به زندان ابو غریب فرستادند تا بپوسیم و از بین برویم ولی خودشان پا به فرار گذاشتند به سمت ارو پا که از مرگ فرار کنند ولی غافل از اینکه مرگ همیشه و همه جا در کمین ما انسانها نشسته است و به ما فرصت میدهد تا خودمان را خوب خود به جامعه ای که در ان زندگی میکنیم برسانیم تا بعد از مرگمان جایی برای اما و اگر ها و چرا ها و باید ها باقی نمانده باشد .
من مزدور و خائن و وطن فروش ولی شما چه کردید که مریم قجر در مراسم تدفینت شرکت نکرد و در گورستان چالت کردند. بله مریم هم صدای ناقوس مرگ را حس کرده که به قبرستان نرفت و از ترسش گفت که برید چالش کنید و تمامش کنید . بله جابر زاده و امسال جابر زاده ها در تشکیلات فرقه ای رجوی زیاد هستنند که باید یکی بعد از دیگری تقاص خیا نتها و جنا یتهایشان را پس بدهند و بعد از این دنیا بروند .

سید امیر موثقی

آلمان کلن





داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-01:04 ق.ظ

فرقه ی رجوی نقشه راه جدید خود را مشخص کردند!



مسعود رجوی وقتی بعد از زدو بند و قرار و مدار مزدوری با صدام حسین ، پاریس را به مقصد بغداد ترک کرد..
مسعود رجوی در سال ۱۳۶۵ می گفت هر گونه ” خارجه نشینی ” و ادعای ” مبارزه از فرنگ ” نامشروع است” . از آن موقع سی سال گذشته است و به نظر می رسد که اکنون رجوی با اخراج کامل نیروهایش از عراق و ورود به آلبانی ” خارجه نشینی ” و ” مبارزه از فرنگ ” را دیگر حلال کرده است و در سایت های رسمی اینترنتی اش منتشر کرده:از اشرف به لیبرتی، لیبرتی به آلبانی، آلبانی به ایران!
بله ! به همین سادگی! اما مجاهدین خلق مشخص نکرده اند که با این تسلط و مهارتی که در کشیدن استراتژی و نقشه راه دارند، چرا راه خود را بجای اینکه نزدیک کنند، دور کرده اند؟ خوب از همان عراق ( حالا فرقی نمی کند اشرف یا لیبرتی ) به ایران می رفتید. مگر قرار همین نبود؟مگر ارتش آزادیبخش را صدام حسین و رجوی در سال ۱۳۶۵ برای این کار درست نکرده بودند؟چرا راه خودتان را این همه طولانی کرده و می گویید از اشرف به لیبرتی، لیبرتی به آلبانی ، آلبانی به ایران؟ آخه بی وفا ! از آلبانی تا ایران می دانید چقدر راه هست؟
مسعود رجوی در یکی از نشستهای مغزشویی به نام ” صلیب ” می گفت که هر مجاهد خلق باید صلیب خود را بردارد و به دوش بکشد و هر مجاهد خلق با آویزان کردن خودش از تیر های چراغ برق در مسیر اشرف ـ بغداد تا تهران ، سرانجام مریم را به تهران برسانند. اکنون من نمی دانم با طولانی شدن مسیر ، تیرانا تا تهران، تعداد تیرهای چراغ برق ها را چگونه می شود حل کرد؟




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-01:02 ق.ظ

ظلم فرقه ی رجوی به خوزستان

مگر عملیات های تروریستی و کشتن مردم بی گناه اهواز یادمان رفته؟
مگر می شود هم آغوشیتان را با رژیم بعث برای انهدام خوزستان را فراموش کنیم؟
ما جان دادیم برای یکپارچگی میهن،شما در کنار تجزیه طلبان قدم بر میدارید
ای فرقه ی ضد ایرانی مزاحمین خلق اندکی انسانیت داشته باشید و از مظلومیت مردم غیور خوزستان سو استفاده ی تبلیغاتی نکنید.. شرمتان باد




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-01:01 ق.ظ

مرگ جابرزاده از جانیان و جابران فرقۀ رجوی



جابرزاده در تابستان 80 در عراق در حضور شخص مسعود و مریم رجوی خواستار اعدام اینجانب به جرم نصب اعلامیه علیه نشستهای فحاشی «دیگ» شد!!
نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین
فرقۀ رجوی رسما طی اطلاعیه ای در سایت اصلی و رسمی خود مرگ محمد علی جابرزاده انصاری (قاسم) یکی از بزرگترین جانیان و «جابر»ان فرقۀ رجوی را که مسئول و خط دهندۀ اصلی در شاخه ها و ستادهای مختلف درون تشکیلاتی و بیرونی فرقه بود اعلام کرد و گفت که او بعد از ظهر شنبه 11 نوامبر 2017 (23 بهمن 95) در بیمارستانی در پاریس مرده است. وی بعد از سقوط صدام از عراق به فرانسه برگشت و بعد از آن از همراهان و اعضای دائمی و تمام وقت دفتر مریم قجر عضدانلو در مقر او در اورسوراواز فرانسه و نویسندۀ متن تمام سخنرانیها و پیامهای مریم قجر و در چندین دهه نویسندۀ سرمقاله ها و مقالات مهم نشریۀ این فرقه و چهرۀ برجستۀ میزگردها و گفتگوها و مصاحبه های متعدد در تلویزیون آن بود.
جابرزاده با نام مستعار قاسم در تمامی محاکمه های مخالفان درون سازمانی رجوی در قرارگاههای مختلف فرقه در عراق و ارگانهای سیاسی و تبلیغاتی آن در عراق و کشورهای مختلف اروپا یکی از سردمداران جنایت و خیانت و بساط فریب و نیرنگ این فرقه بود.
این جنایتکار گور به گور شده در نشستهایی که مسعود رجوی در عراق به شکل جلسات محاکمه و بیدادگاه برپا می کرد، در شکل دادستان این محاکمات ظاهر می شد و برای سوژه های این به اصطلاح نشستها یعنی افراد متهم (اعضای معترض و مخالف خطوط و سیاستهای رجوی در داخل تشکیلات) کیفرخواست ارائه می داد و می گفت جزای اینها اعدام است و باید اعدام شوند! و با آنکه شخص مسعود رجوی کوتاه می آمد و می گفت من اینها را می بخشم و مشمول عفو رهبری شده و اعدام نمی شوند؟! ولی او باز بر تقاضای اعدام برای افراد سوژه در این نشستها و یا در حقیقت برای متهمین این دادگاهها اصرار می ورزید.
در سلسله نشستهای رعب و وحشت تابستان سال 1380 موسوم به نشستهای «طعمه» در قرارگاه «باقرزاده» در غرب بغداد، جابرزادۀ جنایتکار یکی از شکنجه گران و فحاشان این سسلسله نشست ها بود که در آنها افراد مورد شدیدترین دشنامها و توهینها و تحقیرها و شکنجه های جسمی و روحی قرار می گرفتند فجایعی که بارها شرح جریان آنها و آنچه در این نشستها گذشته توسط جداشدگان فرقه نوشته و منتشر شده است.
مسعود رجوی همراه با مریم رجوی در سلسله نشستهای یاد شده که سه ماه به طول انجامید بیش از 50 نفر را به جرم مخالفت با سیاستها و روشها و کارهای ضد اخلاقی و ضد انقلابی و ضد انسانی او از جمله خود مرا شخصا محاکمه کرد و مرا به علت صدور و پخش اطلاعیه ای در انتقاد کاملا محترمانه علیه فحش و ناسزاگویی در نشستهای معروف به دیگ به درخواست همین محمد علی جابرزاده محکوم به اعدام کرد!! که بعدها مرا به اصطلاح عفو نمود!! در این نشست مهدی ابریشمجی و محمد علی جابر زاده انواع فحشها از جمله فحش ناموسی و رکیک به من و خدابیامرز مهدی افتخاری که در اشرف درگذشت و در آنجا دفن است می دادند و تقاضای اعدام ما را می کردند در حالیکه ما در داخل مجاهدین و در قرارگاههای آنها در عراق بودیم و دهها سال بود از زن و زندگی و فرزند و همۀ برخورداریهای رایج محروم بودیم و همسرم و دو برادرم در فروغ شهید شده بودند و دخترم نیز در همانجا بود. ولی اینک می بینیم که مریم قجر که در همان نشستها دستور فحاشی می داد و درخواستهای اعدام را تأیید می کرد با وقاحت و دورویی تمام برای عرضۀ خودش به محافل امپریالیستی و لابیهای جنایتکار و جنگ طلب و فاشیست آمریکایی و اروپایی اش و در مقر پارلمان اروپا خواستار لغو مجازات اعدام می شود!! و دم از آزادی و دموکراسی می زند و منشور آزادی بیان می دهد! زهی بی شرمی!
جابرزاده مسئول بالای خطوط سیاسی و مشاور اول سیاسی شخص رجوی در سه دهۀ گذشته بود و برای همین هم عنوان مسئول کمیسیون مطالعات سیاسی شورای موهوم رجوی را یدک می کشید. وی در حقیقت مشاور سیاسی مسعود رجوی و بعد هم مریم قجر و سالها مسئول اصلی و واقعی دستگاه تبلیغاتی و رادیو و تلویزیون و نشریۀ فرقه بود و خطوط اصلی را در این رابطه او به زنان ویترینی مسئول تبلیغات یعنی فهیمه اروانی و بعد هم زهرا مریخی دیکته می کرد و خط دهنده و سیاستگذار اصلی این نهادها و در زمینه های فوق بویژه امور سیاسی و تبلیغی بعد از مسعود رجوی بود.
از این رو جابرزاده نقش و مسئولیت مهمی در شکستهای استراتژیک و نظامی فرقه در این سی سال و به بن بست رسیدن و به گل نشستن کشتی کل دستگاه رجوی و فریفتن و به عراق کشاندن و به کشتن دادن اینهمه نیرو طی سالیان گذشته در عراق داشت، بویژه که او سالها در اروپا در دهۀ شصت مسئول اتحادیۀ انجمنهای دانشجویان مسلمان هوادار مجاهدین بود که طی آن صدها جوان دانشجو و تحصیلکرده ایرانی را فریفت و به عراق کشاند و بیشتر آنها را در عملیاتهای احمقانۀ مرزی و یا داخل کشوری و مخصوصا در عملیات فاجعه بار فروغ یا در حقیقت دروغ جاویدان به کشتن داد و بسیاری از آنان نیز که به سنین بالا رسیده بودند در عراق و در نتیجۀ جراحتها و یا بیماریهای مختلف ناشی از فشارهای فوق الذکر درگذشتند و یا سرانجام در درگیریهای ده سال اخیر با نیروهای عراقی در نتیجۀ اصرار رجوی به باقی ماندن در عراق (که به یقین با مشورت دادن امثال جابرزاده صورت می گرفت) و یا اعمال تروریستی در کشور جنگ زده و بحرانی عراق کشته شدند و بسیاری نیز زخمی و معلول و بیمار اینک در آلبانی در وضعیتی بدتر از زندانی و اسیر به سر می برند. اما مسئولان این وضعیت فاجعه بار و مرتکبین این جنایتها امثال جابرزاده، خودشان همچون رهبران همیشه فراریشان مسعود و مریم و در کنار «مهر تابان»شان! از هر مهلکه ای و خطری و سختی گریخته و اینهمه سال که اعضای اسیر فرقه در جهنم عراق باقی مانده و زجر می کشیدند و یا بدون دارو و درمان از بین می رفتند خودشان در ساحل امن رود اواز در مقاله هایشان و صحبتهایشان در رسانه های فرقه دم از «مقاومت»!! و «هزار اشرف»!! و «تهاجم حد اکثر»!! و«ارتش آزادی»!! می زدند و از کنار گودی آن نگونبختان فریاد «لنگش کن» برمی آوردند که باقی و زنده هایشان امثال مهدی ابریشمچی و محمد علی توحیدی و سید المحدثین نیز همچنان در کاخ ساحلی مریم قجر در حومۀ پاریس به این شیوۀ رذیلانه شان ادامه می دهند.
آری محمد علی جابر زاده در سن 68 سالگی اش در حالی در بیمارستانی در پاریس مرد و به قول مریم رجوی در اطلاعیۀ تسلیتش انواع عملهای جراحی و شیوه های درمانی با بهترین تیمهای پزشکی روی او اعمال شد که پسران و دخترانی بسیار در سنین جوانی و نوجوانی طی سه دهه و در سالهای اخیر نیز بی دفاع و بی سلاح با تشویقها و سیاستگذاریهای او و امثال او در اشرف و لیبرتی پرپر شدند و یا جوانان و پیرانی بسیار از زن و مرد در اشرف و لیبرتی و آلبانی در بستر انواع بیماریها بدون هیچ دارو و درمان و با محرومیت تمام حتی از مراجعه به پزشکان محلی (به علت ترس از فرار یا جدا شدن آنان) به دور از خانه و خانواده و در غربت تمام و بدون اطلاع افراد خانواده شان جان دادند و حتی پیکرهایشان هم به خانواده هایشان نرسید.
مریم قجر در اطلاعیه اش در مورد مرگ جابرزاده که امروز در سایت اصلی فرقۀ رجوی منتشر شده می نویسد: «او در 10سال گذشته، با صبر و ایستادگی در برابر بیماری و عمل‌های متعدد جراحی بر روی ریه و کبد و ستون فقرات، ستایش همه یاران و همرزمان و همچنین احترام تیمهای پزشکی در بیمارستان را برمی‌انگیخت». از خانم همیشه تابان! (به یمن جراحی های صورت و پمادها با پولهای صدام و شیوخ عرب!) می پرسیم: سرکار علیا مخدره! در همین ده سالی که می گویی جابر زاده در بیمارستانی در پاریس تحت درمان و عملهای جراحی متعدد بود چه تعداد از زنان و مردان تشکیلات فرقه ای تو در عراق و آلبانی از بیماری ها و ناراحتی های بسیار ساده تر از بیماری جابرزاده و در سنین بسیار کمتر از او از بی دارویی و بی درمانی جان باختند؟ آیا شما همانطور که امثال جابرزاده را از عراق خارج کردید نمی توانستید آنها را از عراق و یا از آلبانی به خارجه برای درمان ببرید؟ تا اگر هم قرار بود بمیرند نه در عرض چند روز و چند ماه بلکه حد اقل در عرض یک سال از آن ده سال تلاش شما برای زنده ماندن جابرزاده (تا بتواند همچنان سخنرانی های شما جلوی لابیهای آمریکایی و اروپایی تان را بنویسد) می مردند؟
جالب است که مریم رجوی در این اطلاعیه مرگ جابرزاده را به «مسعود» (داخل گیومه گذاشته یعنی خودش برایش سنگ قبر درست کرده است!!) و به ارتش آزادیبخش ملی ایران!! تسلیت گفته است و یادآور شده که او 44 سال همراه و یار و یاور مسعود بوده است. باید به مریم قجر گفت: اولا کدام ارتش؟ ممکن است محلش را بگویید؟ آنهایی که در آلبانی هستند ارتشند یا پناهجویانی که به علت انتقالشان به آنجا از کری وزیر خارجۀ سابق آمریکا تشکر کردی و گفتی آنها از خطر جستند؟! عجب ارتشی که همه اش دنبال پناهگاه و پناهندگی می گردد!!... ثانیا اگر مسعودت زنده است چرا خودش مرگ یار و یاور 44 ساله اش را دون کیشوت وار به همان «ارتش» موهوم تسلیت نمی گوید؟ و یادی از این یار غارش نمی کند؟ عجب دوست بی وفایی!! دقیقا مثل تبریک و تسلیت گفتن مرتجعین به محضر امام زمان غایب!!...




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:59 ق.ظ

وقتی رجوی را به جهنم هم راه نمی دهند




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:57 ق.ظ

اقدام تروریستی منافقین در 22 بهمن 65



بررسی عملکرد تروریستی منافقین نشان می‌دهد که هرگاه مردم ایران در جبهه‌های نبرد علیه صدامیان به پیروزی و موفقیت نایل می‌آمدند، منافقین مزدور برای این که ذائقه این پیروزی را به ملت ایران تلخ کنند، دست به فجایعی از جمله اعمال تروریستی می‌زدند. از دید این جنایتکاران، گناه و جرم نابخشودنی بزرگ این مردم به طور مثال برگزاری همه ساله مراسم راهپیمایی گرامیداشت 22 بهمن، سال‌روز پیروزی انقلاب ایران بود که آن را مستوجب مجازات می دانستند. لذا برای انتقام از مردم، اندکی پس از انجام عملیات کربلای 5 و شور شعفی که از نتایج درخشان این پیروزی در بین مردم و به وجود آمده بود، در یکی از هزاران جنایات خود، در روز 22 بهمن ماه 1365 با به خاک و خون کشیدن عده‌ای از هموطنان‌مان در راهپیمایی بزرگداشت انقلاب در مشهد مقدس،‌ به خیال خام خود قصد داشتند مانع حضور حماسی همیشگی مردم در عرصه دفاع از انقلاب باشند.
منافقین در شرایطی دست به این جنایت زدند که همیشه خود مورد حمایت مردم می‌دانستند. حال باید پرسید که اقدام به یک عمل تروریستی آن هم در یک راهپیمایی عمومی که از همه اقشار مردم و از هر سن و سالی در آن حضور دارند، آن هم در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا(ع)، چطور با داعیه‌ی حمایت از مردم و ادعای مسلمانی و مقبولیت در داخل کشور توسط منافقین هم‌خوانی دارد.
شهر مشهد یکی از مناطقی است که همیشه مورد بغض و کینه منافقین قرار دارد. منافقین به دلیل موضعی که بسیاری از مردم این شهر در قبال منافقین داشتند، ترور زیادی را در این شهر انجام دادند. از جمله مهم‌ترین این موارد که هدف آن ایجاد فضای رعب و وحشت عمومی و هدف قرار دادن حداکثری مردم بود، جنایت تروریستی آنان در راه‌پیمایی 22 بهمن سال 1365 می‌باشد. منافقین با بررسی تیم‌های ترور خود و دستوراتی که از اربابان خود گرفتند، برای این منظور دو تیم ترور شامل چهار نفر به نام‌های «جواد علیان نجف‌آبادی» با نام مستعار خالق، «حسین مرادی زرمهری» با نام مستعار احمد، «جلیل خلخالی شاندیزی» با نام مستعار منصور و «امیر(همایون) انورحسینی» با نام مستعار حسام، را برای انجام این عملیات انتخاب کردند. این افراد چند روز قبل از 22 بهمن 65 پس از انجام توجیهات و آموزش‌های لازم در اردوگاه‌های منافقین در عراق، از مرز زمینی وارد ایران شده و با کمک عوامل داخلی منافقین توانستند خود را به مشهد مقدس برسانند. این افراد سپس با کمک اعضایی از سازمان که در مشهد بودند، اقدام به شناسایی و تهیه امکانات تروریستی نمودند. این چهار منافق، صبح روز 22 بهمن با سرقت یک دستگاه اتومبیل پیکان در منطقه نخریسی مشهد، خود را به بازارچه سرشور رسانده و از آنجا وارد صفوف راهپیمایان شدند. اندکی بعد جمعیت در حالی که شعار مرگ بر صدام و مرگ بر امریکا سر می‌داد به مقابل هتل قدس(باب الجواد) رسید، در این هنگام یکی از اعضای تیم ترور، نارنجک جنگی خود را بین صفوف اول جمعیت تظاهرات کننده پرتاب کرده که انفجار ناشی از آن باعث ایجاد شلوغی و پراکندگی جمعیت می‌شود. متعاقب این عمل در حالی که مردم از این اقدام شوکه شده و درصدد یاری رساندن به مجروحین حادثه بودند، عضو دیگر تیم با اسلحه کلاشنیکف راهپیمایان را به رگبار می‌بندد و تعداد زیادی را هدف قرار می‌دهد. به گونه‌ای که به نقل از شاهدان عینی این فرد منافق یک خشاب کامل تیر را به روی جمعیت خالی نمود. یکی از افرادی که در این حادثه دچار مجروحیت شده در خاطرات خود می‌گوید: «در حال سر دادن شعار بودیم و به فاصله چند صف از جلو حرکت می‌کردیم. حوالی ساعت 10:30 بود که ناگهان شیئی در چند قدمی ما روی زمین افتاد و به دنبال آن صدای مهیب انفجار به گوش رسید. با توجه به سابقه‌ای که از انجام عملیات‌های تروریستی منافقین در کشور بود، متوجه شدم که احتمالاً یک عمل تروریستی انجام شده، بلافاصله و بدون اختیار روی زمین خوابیدم. برای مدتی احساس کردم که حرکتی نمی‌توانم بکنم و قسمتی از بدنم می‌سوزد. صدای مداوم رگبار مرا به خود آورد و همان‌طور که دراز کشیده بودم متوجه فرد منافقی شدم که با اسلحه کلاشینکف رو به جمعیت در حال تیراندازی بود و مردم نیز به این سو و آن می‌دویدند. اوضاع به گونه‌ای بود که نمی‌گذاشتند کسی به محل انفجار نزدیک شود. از طریق بلندگو اعلام کردند که منافقین در میان مردم نارنجک منفجر کرده‌اند. با نگاهی به اطراف متوجه شدم تعداد زیادی از مردم روی زمین هستند و خون از بدن آنها جاری بود. خود من نیز کتفم بر اثر اصابت ترکش نارنک دچار آسیب شده و خون از آن جاری بود. وضعیت به همین منوال بود تا این که مردم تعدادی از مجروحین را که وضعیت بدتری داشتند، با ماشین‌های شخصی به بیمارستان رساندند. من هم که می‌توانستم حداقل بشینم، به همراه تعدادی دیگر منتظر ماندیم تا آمبولانس‌ها رسیدند و ما به نزدیک‌ترین بیمارستان منتقل شدیم.»
اخبار منتشر شده در اولین ساعت این حرکت تروریستی منافقین، حاکی از به شهادت رسیدن سه نفر به نام‌های «شهید حجت الاسلام محمدرضا کریمی علی‌آبادی» 59 ساله، «شهید محمدحسن مشکانی» 49 ساله و «شهید حجت الاسلام عباس صمدی» 58 ساله و مجروحیت بیش از 45 نفر دیگر بود. آقای حسن تقوایی نماینده بنیاد شهید که در بیمارستان و بر بستر مجروحین حادثه حاضر شده بود، آمار مجروحین حادثه را 45 نفر اعلام کرد که از این تعداد 20 نفر به طور سرپایی معالجه و مرخص شده‌اند.
آنچه که پس از این عمل تروریستی اتفاق افتاد و در درس خوبی برای منافقین بود- اگر اهل تفکر و انصاف باشند- ادامه مسیر راهپیمایی و اضافه شدن شعار مرگ به منافق بر شعارهای‌ مردم بود. در واقع این حرکت ننگین منافقین که به منظور ایجاد فضای رعب و وحشت در بین مردم صورت گرفته بود، در همان لحظه اول ناکارآمدی خودش را نشان داد و مردم خروشان‌تر از قبل در صحنه راهپیمایی انقلاب حضور یافتند و با محکومیت سراسری این اقدام ننگین منافقین مزدور، چیزی جز ابراز تنفر و انزجار از آنها نزد انسان‌های آزاده باقی نماند.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:55 ق.ظ

نگاهی بر حادثه 19 بهمن و کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی



رجوی حادثه 19 بهمن را عاشورای مجاهدین نامید در واقع او از رقیب جدی خود موسی خیابانی خلاصی یافت و بعد از ضربه سال 60 با دستگیری اعضاء و بدنه سازمان و رو آوردن به خانه های تیمی رجوی تنها کسی است که نقطه وصل افراد با سازمان به حساب می آمد. رجوی باید چاره ای می اندیشید و برخی از افراد را از سر راه خود بر می داشت مکانی که از قبل زرد محسوب می شد و حتی ساده ترین کادر فرقه در آن رفت و آمد نمی کرد به یکباره به محل رفت و آمد و گورستان موسی و اشرف تبدیل شد. بعدا رجوی ساعت ها حرف می زند. اوکادرهای فرقه را در خانه ای تیمی به کشتن داد .موسی خیابانی و افراد دیگری همچون اشرف ربیعی که با وی در خانه تیمی در زعفرانیه بودند کشته شدند و از قبل فکر تمام این سناریوها را کرده بود .
در زمانی که دیگر خبری از بنیانگذاران فرقه رجوی خود را تنها وارث این فرقه می دانست و دوران بلند پروازی او هم از این به بعد شدت گرفت .
آری نام عاشورای مجاهدین که رجوی بر آن واقعه نهاد فقط جنبه سوء استفاده شخص رجوی از این ماجرا بود. و سنگ دلی مانند رجوی سوار بر این موج شد و نفع آنرا برد.
مریم قجرنیز روز 19 بهمن را روز ایستادگی و تسلیم ناپذیری ملت ایران در مقابل حاکمیت نامیده و آنرا بهائی در بالاترین سطح رهبری این جنبش که مسعود پرداخته می داند . باید به مریم و مسعود رجوی گفت جز خیانت به اعتماد افراد خود چه کرده اید؟
فلسفه عاشورا یک نشانه از ایستادگی و پایداری سرور و سالار شهیدان در مقابل ظلم زمانه است. رجوی چه درسی از این فلسفه گرفت او در درون مناسبات هر کس را که مخالفش بود سر به نیست می کرد هر ساله با بزرگداشت این روز با اجبار از نیروها تعهدی دایر بر ماندگار بودن در این فرقه را می گیرد.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:53 ق.ظ

منافقین ضد خلق



«رودی جولیانی» شهردار پیشین نیویورک که روابط بسیار نزدیکی با گروهک تروریستی منافقین دارد، گفت طرح ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور به آمریکا توسط تیمی زیر نظر او طراحی شده است.
به گزارش پارس نیوز، «رودی جولیانی» شهردار پیشین نیویورک در مصاحبه با شبکه «فاکس نیوز» به دفاع از فرمان «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا برای سخت‌گیرانه‌تر کردن قوانین مهاجرت، پرداخت.
جولیانی که روابط بسیار نزدیکی با گروهک تروریستی منافقین دارد، در این مصاحبه گفت فرمان جدید توسط تیمی تحت نظر او طراحی شده است.
بر اساس فرمانی که روز جمعه صادر شد، اتباع هفت کشور مسلمان از جمله ایران به مدت سه ماه از ورود به آمریکا منع شده‌اند. آمریکا همچنین برنامه پذیرش پناهجو را هم برای 120 روز به حالت تعلیق درآورده و پذیرش پناهجویان سوری را برای مدتی نامعلوم متوقف کرده است.
جولیانی با بیان اینکه این فرمان تهدیدات پیش روی آمریکا را کاهش می‌دهد، در مورد نحوه طراحی این فرمان گفت: «زمانی که او (ترامپ) اولین بار طرح ممنوعیت ورود مسلمانان را مطرح کرد، با من تماس گرفت و گفت "کمیسیونی تشکیل بده و به من بگو که چطور باید این کار را به صورت قانونی انجام داد".»
وی افزود: «من هم کمیسیونی متشکل از قاضی "(مایکل) میوکزی"، "(مایکل) مک‌کال" (نماینده کنگره)، "پتر کینگ" (نماینده کنگره) شمار زیادی از وکلای واقعا کارشناس در این زمینه تشکیل دادم.»
مشاور ترامپ ادامه داد: «کاری که ما کردیم این بود که به جای تمرکز بر مذهب، بر خطر، بر نواحی‌ای که برای ما خطرآفرین هستند، متمرکز شدیم. این مبنایی واقعیت‌محور است، نه مذهبی. این مبنا کاملا قانونی و کاملا ملوس و ممنوعیت بر این مبنا است، نه مذهب. این بر مبنای مناطقی است که مدارک چشم‌گیری وجود دارد که نشان می‌دهد دارند از آنجا به کشور ما تروریست اعزام می‌کنند.»
او سپس در پاسخ به اینکه چرا عربستان در این فهرست نیست، گفت عربستان اکنون تغییر کرده و دیگر عربستان گذشته نیست و روابط نزدیکی با اسرائیل دارد.
جولیانی تقریبا هر سال در نشست‌های سالانه گروهک تروریستی منافقین شرکت می‌کند. به نوشته روزنامه واشنگتن‌پست، او برای سخنرانی در این نشست‌ها و پیش از آن لابی‌گری برای خروج نام این گروهک از فهرست گروه‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا، از منافقین پول گرفته است.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:52 ق.ظ

زهرا معینی




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:48 ق.ظ

برای خلق یا ضد خلق؟

فریبکاری و فعالیت های ضد مردمی جدید منافقین برای سوءاستفاده از مراسم چهارشنبه سوری آخر سال
بعد از اتفاق آتش سوزی ساختمان پلاسکو در تهران، در فضای مجازی کمپین های مردمی در همبستگی با آتش نشانان کشور تشکیل شد تا روز چهارشنبه سوری بدون آتش و ترقه برگزار شود که منافقین در یک اقدام ضدمردمی و وطن فروشانه در سایت رسمی خود این موضوع را به "وحشت رژیم از برگزاری اعتراض جوانان در مراسم چهارشنبه‌سوری" تعبیر کرده است








داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:44 ق.ظ

پیشنهاد مزدوری به دولت جدید آمریکا

داشتم در فیس بوک چرخ میزدم مطلبی دیدم که لازم دیدم در مورد آن توضیحاتی ارائه دهم. در خبرهای اخیر آمده که تعدادی از سیاستمداران سابق آمریکا از دولت جدید آقای ترامپ خواسته است در مورد سیاستش با ایران، از سازمان مجاهدین کمک گرفته و از آنها حمایت کند.
اول اینکه لفظ بیان این که آقای ترامپ از سازمان و شورای پاشیده مقاومت کمکی در مورد سیاستش با ایران بگیرد، یک توهین به ایشان محسوب میشود. از این لحاظ که خودشان را در سطح ابرقدرت سیاسی و نظامی دنیا میدانند و هر که نداند، فکر میکند آقای ترامپ چیزی از سیاست نمیداند که بخواهد با یک چنین کسانی مشورت کرده و کمک فکری بگیرد!
دوم اینکه مگر سازمان مجاهدینی هنوز وجود خارجی دارد و قدرتی دارد که بخواهد با دولتی ایران در بیافتد. واقعا مریم رجوی، هنوز بر این باور هست که یک زمانی میتواند دوباره ارتش درست کرده و دوباره مسلح شوند.
اصلا گیریم همه سلاحهایت را پس بگیری، با کدام نیروها میخواهی حمله کنی یا هرگونه حرکت نظامی. و این همان حرف همیشگی تمام اعضای جدا شده می باشد که میخواهند به گوش همه برسانند که این سازمان در همه شرایط به فکر نظامیگری و برگشت به همان استراتژی مسلحانه و جنگ و خون ریزی و خشونت طلبی، هست که در ذات رجوی نهفته و هرگز عوض نخواهد شد.
نکته سوم اینکه این سازمان همواره و همیشه به قول گفتنی، مرده خور میباشد و همیشه بر این تلاش بوده که از آب گل الود ماهی بگیرد. آن زمانی که آقای رفسنجانی آخرین بار نامزد رییس جمهوری شده بود و اختلافاتی با رهبری ایران داشت و حمایت مسعود رجوی از ایشان تا زمانی که مریم رجوی به نوعی از میر حسین موسوی، حمایت میکرد و حالا هم با عجین کردن تعدادی نماینده سابق و از کار افتاده که خریداری شده می باشند، تلاش میکند شاید از دولت جدید آمریکا آبی برایش گرم شود. آن همه حمایت مالی آمریکا و اسراییل کافی نیست؟
سرانجام این که باید آقای ترامپ و همه بدانند و بپذیرند که مجاهدین و شخص مریم یا مسعود رجوی، اشخاصی بشدت بدنام و منفور در نزد ایران و ایرانی بوده و خواهند بود و هرگونه حمایت و کمکی به این سازمان باعث خرابی چهره و منفوریت او نیز خواهد شد.
مهدی سجودی





داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:42 ق.ظ

پلاسکو



مریم قجرابریشمچی رجوی .....برای رهایی ازغرق شدن در منجلاب، دست اویز ساختمان پلاسکو درتهران شد.
خبر هولناک ریزش ساختمان پلاسکو، دل جهانیان را به درد آورد ، اکثر نهادها و ارگانهای بین المللی با ملت و دولت ایران و سازمان آتش نشانی ابراز همدردی کردند،مردم خونگرم و داغ دیده پایتخت ،از ساعات اولیه حادثه ،نیروهای آتش نشانی ،در صحنه حضور دارند و واقعا دلسوزانه بدون کوچکترین توقع، یاری رسان همنوعان اسیر و گرفتار در زیر خروارها خاک ،شد اند ،
برادران از جان گذشته آتش نشانی ، با غیرت و شرافت تمام برای نجات جان همنوع خود براحتی از جان و هستی و زندگی و جوانی خود گذشتند که مبادا آسیبی به همنوع و هموطن خود وارد شود ، باید در مقابل چنین انسانهای وارسته سر تعظیم فرود آورد که برای رهای اسیران گرفتار در ساختمان پلاسکو ،خود را اسیر و گرفتار آتش و آهن و دود کردند ، زنده و جاوید باد نام و نشان مردان آتش نشان ......
در مقابل این انسانهای شریف ، کسانی هستند که به هر نحو ممکن میخواهند از آب گل آلود ماهی دلخواه خود را بگیرند ، برای گروه وطن فروش و ملت فروشی همچون منافقین ، هر اتفاق برآنها امکانی می آفریند که شاید راه رهایی باشد تا در منجلاب خیانتها خود غرق نشوند .
سرکرده فرقه تروریستی منافقین ، مریم رجوی بعد از فاجعه منا و حادثه قطار مسافر بری سمنان ، اینبار دست آویز ساختمان پلاسکو شده که شاید چندروزی قدی علم کند و اظهار نظری کرده باشد ، این آهوی خرامیده عربستانی ،جنایت های سه ده خود را کنار گذاشته و دم از زیبای وطن و آزادی و آبادانی میزند ،ولی نفرات اسیر در چنگال این دیو خرامان، سی سال به بهانه آبادانی و آزادی وطن در اشرف درجا زدند ،زنان خود را بدستور ملکه رهایی و دافع حقوق بشر ، طلاق دادند ،حوضهای رهایی ساختند ،رهبرفرقه، هزاران دختر را یک شبه عقد و عقیم کرد ،مادران را به اجبار از نوزادان و کودکان جدا کرد وبه کشورهای بیگانه فرستاد ،صحبت وهمدردی ،خواب دیدن و استراحت و نگاه کردن را ممنوع کرد ،بدستور گرگ پیر ،اسیران نگون بخت ،با پدران و مادران و فرزندان خود بطور کل قطع رابطه کردند ، در بدترین نقطه زندانهای عراق ،زندانی و شکنجه و زنده بگور شدند ،و هزاران جنایت دیگر ... و حال این ملکه رهایی ، دم از ملت و آزادی و زیبایی میزند!

مریم قجر ابریشمچی !توکه وطن خواه و ملت پرست هستی ، چرا شوهر خائنت با لباس زنانه از ایران فرار کرد؟، چرا برعلیه همین ملت ،به کمک صدام ملعون ، هشت سال تمام جوانان این مرز و بوم را به خاک وخون کشیدی ؟چرا اسیران نگون بخت را در سنگرها زنده زنده ، میسوزاندی و از وسط به دونیم میکردی ویا اینکه در کانالها زنده به گورشان میکردی ؟مگر فرزندان همین ملت نبودند که الان دایه مهربانتر از مادر برای فرزندان و آتش نشانها شدی ،؟چرا دستور شکنجه اسیران ایرانی را در زندان بعثی ها را شخصا صادر میکردی ؟
مریم قجر !آیا فراموش کردی که فرزندان همین ملت را به بهای اندکی از صدام میخریدی تا کینه شتری خود را با سوزاندن وشکنجه و زندانی کردن در بنگالها و زندانهای شهر نفرین شده ابوغریب،سعادتی،سیفی،اکبرزادگان ،ملک مرزبان ،جلان زاده،مرزبان ، میرزایی،زندان رضایی غیره.... ، خالی کنی ، اری همان افراد هم جز همین ملت بودند و خانواده انها هم از همین ملت هستند .هزاران خانواده جدا شده و خانواد ه های اسیران در زندانهای اشرف و لیبرتی و البانی ، به یقیین از همین ملت هستند .
خانواده ها ی اسیران سه ده است که نتوانستند با فرزندان فریب خورده و ربوده شده خود ، کوچکترین ارتباطی برقرار کنند .
چرا که ارتباط و عشق و عاطفه و محبت و ازدواج در فرقه لعنتی تو حرام است؟آیا این قانونها هم برای آزادی و آبادانی ایران است ؟
آیا این تو نبودی که داعشیان را در مرز سوریه آموزش جنگی و رزمی دادی و به سوریه و عراق گسیل کردی ؟ آیا این تونبودی که داعشیان را گروهی وطن پرست و انقلابی خواندی ؟با سر بریدن هر عراقی هلهله به پا میکردی ؟
آیا این تو نبودی که فرزندان همین ملت را به طرقهای مختلف با وعده ها ی زندگی مرفع در کشور آلمان و آمریکا....،از ترکیه و دیگر کشورها ، ربودی و ودر قلعه الموتی خود(اشرف) به اسارت گرفتی و جان آنها را سپر جان بی مقدار و شوهر ملعون و مرحوم خود قراردادی؟ ، به خانواده هاو مادران پیر و پدران سالخورده سنگها و آهن پاره ها زدی و انواع تهمت ها که لایق و شایسته خودت بود ،زدی ؟!

مریم قجر ابریشمچی رجوی !!!،فراموش کردی که هزاران خانواده نزدیک به سی سال است بدنبال فرزندان خود هستند و تو آنها را به بهانه سرنگونی نظام ایران ، اسیر و اجازه ملاقات با پدران و مادرانشان ندادی !!!؟؟
مریم قجر !اگربنظر توی پلید، ایران امروز بجز ویرانی و بدبختی ندیده!! بگو تو چه خدمتی به خاک ایران و ملت ایران کردی ؟ پرونده جنایت تو قطورتر از این مسائل است ،بدان که در پیشگاه همین ملت به همین زودی جوابگوی تمامی خیانتهای کرده خود ، خواهی بود.
ثریا عبداللهی




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:39 ق.ظ

همکار ساواک



در روز ۳۰ دی ۱۳۵۷، مسعود رجوی از اعضای سازمان مجاهدین خلق بعد از خیانت تاریخی و فراموش ناشدنی به بنیانگذاران سازمان، لو دادن و به کشتن دادن حنیف و یارانش، در اوج قصاوت، بی رحمی و خیانت حداکثر توانست همراه دیگر زندانیان سیاسی، آزاد شود.
اگر مردم تهران می دانستند که رجوی عضو مجاهدین به همکار ساواک آریامهری تبدیل شده و سالها در هتل زندان نمای قصر نام و نشان زندانی سیاسی را یدک کشیده است؛ بی شک و تردید همان روز به محض دیدنش او را تیکه پاره کرده و چون شکنجه گران ساواک به سزای اعمال و پرونده سیاهش می رساندند. ولی افسوس که افشاگری ها دیر صورت گرفت و نوچه ی ارتشبد نصیری رئیس ساواک توانست از فرصت بدست آمده و پیروزی انقلاب سوءِ استفاده کند و هرآنچه طرح و ترفند آموخته بود و در ذهن داشت به اجرا بگذارد. دیدیم که خیلی زود دامنه فعالیت ضد مردمی اش در سراسر ایران گسترش یافت.
در بررسی انحرافات بنیادی و ساختاری و تغییر سمت و سوی سازمان مجاهدین خلق و استحاله آنها از یک جریان آرمان گرا به یک فرقه سیاسی - تروریستی بدون شک نقش رجوی غیر قابل انکار و تعیین کننده بوده است. اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین از جمله محمد حنیف نژاد، سعید محسن، بدیع زادگان و ... در خرداد ماه سال 1351 عملا جریان رهبری سازمان را حداقل در زندان به دست رجوی انداخت. عضویت رجوی در مرکزیت سازمان در این زمان، اگر چه اعدام او را در کنار سایر محکومین کاملا قابل پیش بینی می نمود، اما تقلیل حکم او از اعدام به حبس ابد، عملا مسیر جداگانه ای پیش روی رجوی باز کرد.
اظهارات ارتشبد رئیس سابق ساواک در خصوص زندانی مسعود رجوی:
” مسعود رجوی، که از محکومین سازمان به اصطلاح آزادی بخش ایران وابسته به جمعیت نهضت آزادی است و در دادگاه تجدید نظر نظامی به اعدام محکوم گردیده، بعد از دستگیری در جریان تحقیقات کمال همکاری را در معرفی اعضای سازمان مکشوفه به عمل آورده، و اطلاعاتی که در اختیار گذارده از هر جهت در روشن شدن وضعیت شبکه ی مزبور مؤثر و مفید بوده و پس از خاتمه تحقیقات نیز در داخل بازداشتگاه همکاری های صمیمانه ای با مأمورین به عمل آورده، لذا به نظر ساواک استحقاق ارفاق و تخفیف در مجازات را دارد. مراتب جهت استحضار و هرگونه اقدام مقتضی اعلام می گردد.”
رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور– ارتشبد نصیری،5/1/51
عزت شاهی یکی از هم بندان رجوی در زندان اوین در بخشی از خاطرات خود در این خصوص می نویسد:
"در این ایام، رسولی بازجوی زندان اوین بود. رابطه او با مسعود رجوی بسیار خوب بود، به طوری كه وقتی وارد بند می شد؛ احوال او را می پرسید و می گفت: مسعود جان چه طوری؟ سرت خوب شده؟ دكتر رفتی یا نه؟ و گاهی اوقات خودش قرصی تهیه می كرد و به او می داد. مدتی بود كه او را به بهانه خونریزی معده، هفته ای یك بار به بهداری می بردند و ما از بیرون رفتن او متوجه شدیم كه او را به بهداری برده اند اما نكته جالب این بود كه او فوری برمی گشت نه دارویی می دیدیم و نه از بستری شدن او در بیمارستان خبری بود.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:30 ق.ظ

کمپ تیف



اینجا کمپ امریکائیها معروف به تیف بود که مدافعان حقوق بشراز نوع امریکائیش بعد از سقوط صدام در سال 2003 برای جداشدگان از فرقه رجوی بر پا کرده بودند در بیابانهای خشک و سوزان عراق که با تبانی فرقه رجوی و افسران امریکایی ما را بمدت 5 سال نگهداشتند بدون هیچ تماسی با بیرون از کمپ! این عکسها موقعی بو که ما بمدت 4 ماه تحسن کردیم و 40 نفر اعتصاب غذا! برای غیرقانونی نگاه داشتن ما.. وارد نمیشم چه مصیبتها کشیدیم.. منظور بحث حقوق بشر است ما با هزار ترفند به بیرون خبر رسانی کردیم ولی هیچکدام از رسانه ها از قبیل بی بی سی صدای امریکا و غیره خبر را انعکاس ندادند. چرا..؟ مشخص است به نفعشان نبود!



سوال: آیا ما بشر نبودیم 5 دقیقه برای انعکاس خبر تیف صرف کننند؟ من با زندانی بودن هر کسی بجرم عقیده اش مخالفم سوال اینه جریان چیه که بی سی و غیره برنامه مجزا برای آرش رضایی پخش میکنند؟ در حالیکه ما 200 نفر بودیم تهدید به فرستادن ابوغریب هم میشدیم آیا جان 200 نفر به ندازه ی یک نفر ارزش نداشت؟ حواستان باشد گول استعمار و استثمارگران را نخورید یقین داشته باشید دلشان بحال ما نسوخته انها دنبال منافع خودشان هستند با پوششهای گوناگون مدعی حقوق بشر میشوند
پیروز و برقرار باشید.
رضا شیردم





داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:28 ق.ظ

همیاری بازی و سرگرمی فرقه تروریستی رجوی



سلسله برنامه های همیاری برنامه ای است که چندین سال به نوبت از شبکه سیمای موسوم به آزادی فرقه تروریستی رجوی در حال پخش می باشد . برنامه ای نه صرفا جهت پذیرش و جذب کمک مالی مخاطبان خیالی و ساختگی ، بلکه یک کار روانی و استفاده از متد شناخته شده کنترل ذهنی با سمت و سوی اولا داخلی و درون گروهی است ودوما القاء آن به بیرون از فرقه. در حالی که مریم رجوی روزی نیست که همایش های رنگارنگ و یا سمینار و جلسه ای را با هزینه های هنگفت و قابل توجه و البته رشوه های کلان به سیاست مداران غربی و یا عربی بازنشسته نگذرانده باشد ، این سوال پیش می آید که منابع این هزینه ها و ول خرجی ها چیست ؟! اگر سایر هزینه های شخص مریم رجوی و آماده کردن خودش را برای بزم های مختلف را کنار بگذاریم آن هم در وضعیتی که اسیر شدگان در شرایط نامعلوم بسر می برند ، آیا این کار مالی ( گدایی در کوچه بازار اروپا به اسم کودکان یتیم و آواره ! ) یا همیاری تدارک دیده شده نمی تواند پوشش خوبی برای سرپوش گذاشتن بر حمایت های سرویس های مختلف باشد که زیر بغل رجوی را گرفته اند ؟!
ما اعضا که به خوبی از خرج ها و هزینه های فرقه در عراق مطلع بودیم و می دانستیم این کارها رقم قابل توجهی را طلب می کند ، وقتی دچار تناقض می شدیم ، مناسبات و مخصوصا مسعود رجوی و زنش پیش قدم می شدند و با مظلوم نمایی از خالی بودن صندوق مالی شکایت می کردند تا ذهن ما را از حمایت های صدام به خود منحرف و خودش را به خیالش مستقل نشان دهد . در یکی از نشست های رجوی او بیان می کرد که ما حتی پول آب و برق ! اشرف را خودمان پرداخت می کنیم . البته راست می گفت . او دینار و دلار را از استخبارات و اداره امنیت دریافت می کرد و برای رد گم کنی در بعضی ادارت مدنی عراق در دوران صدام بعضی ازهزینه های مقرر را واریز می کرد . این شیادی رجوی بود و الان هم برنامه همیاری یک شوی فریبنده بیش نیست . روزی نیز مسعود رجوی در یکی دیگر از نشست ها می گفت ، که کنگره آمریکا به اضداد مغلوب ما ( سلطنت طلبان و.....) تخصیص اعتبار چند ملییونی می دهند ولی ما روی پای خودمان ایستاده و مستقل تر از هر کس دیگری هستیم چون ما باج به کسی نمی دهیم . اما این حرف رجوی فقط به درد خودش و در نهایت به درد ما اعضا می خورد که حرف های او را هر جوری که بخواهد باور کنیم .
از روزی که برنامه همیاری شروع شده است و تا روزی که من در تشکیلات فرقه بودم ، به یاد دارم شورای رهبری زنانه هر قسمت کاری دیگر و به طور خاص کار های اجرایی را تعطیل و برنامه همیاری را ضبط و در فرصت مناسب پخش می کردند و همه تقریبا مجبور می شدند که به تماشای آن بنشینند . زن فرمانده قسمت با کمک چندین تن از به اصطلاح براداران مسئول که اکثرا شامل شکنجه گران حرفه ای مناسبات بودند ، حضور و غیاب کرده و اگر کسی شرکت نکرده بود در اولین فرصت مورد بازخواست قرار می گرفت. یادم می آید زن فرمانده قسمت ما ، فرح فیروزمند در گوشه سالن سر پا می ایستاد تا چک کند چه کسی در سالن نیست تا در نشست خودش آن را مورد پی گیری قرار دهد .
اجبار شرکت در برنامه این چنینی که مخاطبانش به ظاهر خارج از گروه و یا به عبارتی هواداران فرضی سازمان یا فرقه بودند ، جهت کسب روحیه و بالا بردن ظرفیت تشکیلات برای انسجام مناسباتی به اجرا در می آمد. اگر صرفا آن را یک برنامه کمک مالی قلمداد کنیم و آن را از انگیزه دیگری جدا کنیم ، بنابراین نتیجه می گیریم ، حضور اجباری برای تماشای آن مهندسی شده و یک کار روانی و کنترل ذهن بیش نبوده است . فرمانده ما برای شستشوی ذهن افراد تحت امرش در نشست های خود بارها به افراد به قول تشکیلات "حلقه ضیف " یا به عبارت درست تر افرادی که تناقض حضور در مناسبات را داشتند اما منفعل بودند ، می گفت دیدید فلان نفر در برنامه چطور از ما حمایت و یا چطوری دفاع می کرد ؟!
اما ما به خوبی با ترفند های رجوی آشنا بودیم و می دانستیم که همه این تماس های مختلف در برنامه به اصطلاح همیاری ، جز یک مشت وابستگان و اجیران سازمان و یا حتی از مسئولین و فرماندهان کنار دستی مان نیستند که برنامه را شلوغ و می خواستند فضای انفعال را در درون مناسبات برچینند ولی اهداف این برنامه همیشه شکست می خورد چرا که دیگر حنای آن در مناسبات رنگی نداشت و همه ما می دانستیم این سناریویی از پیش طراحی شده است .
رجوی که مستأصل از گرد آوری چند تن ایرانی برای شرکت در آکسیون ها یا متینگ های خودش است و برای نشان دادن ازدحام مجبور می شود از خارجیان کمک بگیرد و با مبالغی مختلف که هزینه می کند از جمله خرج هتل و مسافرت و یا پذیرایی و .... که حتی رپرتاژ صدای رادیو فردا اذعان به شگرد کودکانه مریم رجوی می کرد گواه و نشانه ای است که هیچ ایرانی با شرفی دست همکاری به آنها نمی دهد و جز انگشت شمارانی اجیر شده و مفلوک پیدا نمی شود که در این برنامه ها حضور داشته باشند. بعد از فضاحت های فرقه و رجوی ، الان همان محدود هواداران هم از گرد رجوی پراکنده شده اند.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:26 ق.ظ

مریم و مسعود لجنی



این تناقض دو علت میتواند داشته باشد:
1.شکاف در راس سازمان منافقین
2.سو استفاده تبلیغاتی از اتفاقات درون کشور
اگر شما نظر دیگری دارید بیان کنید؟
انجمن حقیقت




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:25 ق.ظ

لطف الله میثمی

بشنوید از باجناق محمد حنیف نژاد

http://www.aparat.com/v/0ileH




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:23 ق.ظ

آزادی حلب



ارتش سوریه به صورت رسمی از آزادسازی کامل شهر حلب دومین شهربزرگ سوریه از دست نیروهای تروریست مخالف دولت این کشور خبرداد.. براساس گفته خبرگزاریها شور و شادی حلب را فراگرفته و اهالی برای برپایی جشن به خیابانها ریخته اند. درحالیکه خبرگزاریها بصورت گسترده با ارسال فیلم خبر تصرف شهر حلب توسط ارتش سوریه را به سراسر جهان مخابره میکردند روز دوشنبه 11دسامبر رسانه های وابسته به فرقۀ رجوی دریک ادعای مضحک وبا ذوق زدگی تمام با منتشر کردن اخبار و تصاویری از تروریست ها درداخل شهر حلب پرداخته واعلام کردند به زودی نیروهای به اصطلاح آزادیبخش، نیروهای ارتش سوریه را متلاشی خواهند کرد. رسانه های این فرقه همچنین باپخش خبری از اسارت دو پرسنل ارتش سوریه خبردادند. ولی گویی مسئولین این به اصطلاح سازمان خبر نداشتند که ظرف 24ساعت شهر حلب برخلاف تمامی توهمات وخیال پردازیهای ابلهانۀ آنها آزاد خواهد شد.. البته مسئولین وسرکردگان سازمان موسوم به مجاهدین خلق درگزاف گویی ووارونه نشان دادن واقعیت ها درطی این سالیان ید طولانی دارند..فرقۀ رجوی که درسال60بهدلیل عدم درک درست از شرایط عینی جامعه و روان شناختی مردم ایران دچار بلانکیست نظامی گردیده وبا این پیش فرض که باکشاندن مردم ایران به صحنه وسازماتدهی آنها جنبش مقاومت مسلحانه سراسری را برعلیه رژیم ایران شکل داده ودرمدت 6ماه رژیم را سرنگون خواهد ساخت، بعد از به راه انداختن موج ترورهای اولیه وانفجارهای دفتر حزب جمهوری ونخست وزیری با اقدامات خشن وتلافی جویانۀ رژیم جمهوری اسلامی روبرو گردید بطوریکه در کوتاه مدت ضربات نظامی سختی دریافت کرد. بااعدام وزندانی شدن بسیاری از اعضا که درحقیقت قربانی حرکت سکتاریستی رجوی گردیدند وکشف خانه های تیمی وعدم حمایت مردمی عملا رجوی ودیگر مسئولین رده بالای سازمان فرار را برماندن وادامه مقاومت ترجیح داده وبه فرانسه گریختند. رجوی که درتدوین وتشریح اولیۀ مبارزۀ مسلحانه روی مشی مردمی تاکید کرده بود و طبق تحلیل و برآورد او مبارزۀ مسلحانه روی دوش مردم پیش خواهد رفت از فرانسه به عراق رفت تا این بار با در پیش گرفتن مشی به اصطلاح او «جنگ آزادیبخش نوین» نیروی دشمن متجاوز به خاک میهن یعنی ارتش صدام را جایگزین مشی جنگ مسلحانه مردمی کند با این تفاوت که این بارعملا رودرو و درجنگ با مردم قرار گرفت.

رجوی که عملا دچار جنون قدرت طلبی شده بود عملا برای مطرح کردن خود و اصرار بر حضورش درصحنۀ سیاسی ایران به عنوان تنها آلترناتیو به آغوش کشورهای استعماری ومرتجع منطقه پناه آورد یعنی همانهایی که روزی رجوی ادعای مبارزه با آنها را داشت. درجریان نشست های سازمانی وقتی برخی از اعضا تلویحا او را بخاطر برقراری رابطه وملاقات با ملک حسین پادشاه اردن مسئول کشتار مردم فلسطین زیر سؤال می بردند و یا از سرکوب مردم شیعۀ عراق به دست صدام وسکوت ما می پرسیدند ویا نسبت به تجاوز عراق به کویت مسأله داربودند، مسعود رجوی در پاسخ آنان میگفت: «ما باید تمامی فکر و ذهنمان را روی آزادی خلقمان در ایران متمرکز کنیم، این ولگردی سیاسی است که به اوضاع داخلی اردن ویا عراق ویا هر کشور منطقه ای دیگر سرک بکشیم و اصولا اوضاع داخلی آنها به ما ربطی ندارد، ما برخلاف رژیم ادعای صدور انقلاب وکشورگشایی نداریم و نحوۀ عملکرد رژیم ها و چگونگی برخورد آنها با مردمشان به ما مربوط نیست، آنها درنهایت اگر از رژیم حاکم برکشورشان ناراضی باشند خودشان دست به تغییر آن می زنند، ما به جای اینکه سرک بکشیم توی اوضاع داخلی این یا آن کشور باید تمام توانمان را صرف کار ومردم خودمان بکنیم».

از روز بعد نشستهایی تحت عنوان «ولگردی سیاسی ممنوع» درتمامی قسمت ها برگزارشد. بعد از شکست های سنگین نظامی درخاک عراق وبخصوص عملیات موسوم به فروغ جاویدان و برقراری آتش بس و بن بست سیاسی رجوی درعراق و بدنبال آن تهاجم نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا که به سرنگونی وخلع سلاح سازمان منجرشد، رجوی که می دید عملا از صحنه سیاسی و نظامی حذف شده و دیگر در تعادل قوا به حساب نمی آید، عملا به ولگردی سیاسی که روزی خودش آن را ممنوع اعلام کرده بود روی آورد. تا به نحوی بگوید من نفس میکشم پس هستم. این رویکرد رجوی مرا به یاد خاطره ای از گذشتۀ بسیار دور انداخت. در آن زمان که مردم با اتوبوسهای ابران پیما وتی بی تی از خوزستان به شیراز مسافرت میکردند معمولا اتوبوس درکنار رستورانهای بین شهری توقف میکرد. درمقابل درب سرویس های بهداشتی سرایداری می نشست وچندین آفتابۀ رنگارنگ درمقابلش بود یک روز که بکی از مشتریها دست کرد تا یک آفتابۀ قرمز را بردارد سرایدار با حالت تحکم گفت: آفتابۀ آبی را بردار. مشتری با تعجب پرسید چه فرقی میکند جناب؟ مگر آب این آفتابه با آب آن آفتابه فرق دارد؟ سرایدار گفت اگرهمین را هم من نگویم پس بفرما ما چه کاره ایم؟! من باید یک حرفی بزنم که دیگران متوجه شوند من هم هستم!!... شرح حال و گذران زندگی فرقۀ رجوی هم بعد از خلع سلاح و سرنگونی صدام به این سرایدار سرویس بهداشتی مسیر خوزستان به شیراز می ماند.. به هرحال باید می گفت من هم هستم و برای عرضۀ خود به اربابان آمریکایی واروپایی وشیوخ مرتجع منطقه به مثابه یک روسپی سیاسی و در قامت یک مزدور عمل میکرد. چنین بود که سرکشی در اوضاع داخلی کشورها به منظور اعلام موجودیت و جاسوسی و دادن اطلاعات به طرف حساب های آمریکایی و منطقه ای به خصوص درمورد فعالیت های هسته ای ایران وزدن سنگ مردم کشورهای منطقه به سینه هم استراتژی وهم تاکتیک اوگردید.

درهمین راستا به دنبال برگزاری کنفرانس کشورهای امریکا، فرانسه و ترکیه ائتلاف ملی سوریه برای سرنگونی رژیم این کشور که درخط مقدم مبارزه با رژیم اشغالگر اسراییل قرار داشت شکل گرفت و احمد جربا به عنوان رئیس این ائتلاف انتخاب شد. مقر این گروه درخاک ترکیه شروع به کار کرد. احمد جربا مدتی بعد با رهبران فرانسه و آمریکا به منظورافزایش حمایت های تسلیحاتی از گروهای تروریستی دیدارکرد. در تابستان 2011 مریم رجوی در مقرش در فرانسه با احمد جربا ملاقات کرد. ملاقات این دو سرکرده تروریسم که باچراغ سبز فرانسه صورت گرفت عملا ادعای دروغین فرانسه وغرب در زمینۀ مبارزه با تروریسم را برملا نمود و انجام این ملاقات در کشور فرانسه خط بطلانی بر مشروعیت ادعاهای مذاکره طلبی وحل مسألۀ سوریه از طریق گفتمان سیاسی کشید. اینک با آزادی شهر حلب ضربۀ مهلکی براین ائتلاف وارد شده ودرب دکان ولگردی سیاسی و خودفروشی استراتژیک گل گرفته شد. دیگر از این به بعد حتی اربابان منطقه ای و استعماری رجوی هم برای او تره خورد نخواهند کرد.

علی اکرامی




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:22 ق.ظ

شهید حسین علی شایسته‌



شغل: دانشجو
سن: 18 سال
وضعیت تأهل: متأهل
محل شهادت: خیابان ستارخان، مقابل منزل
تاریخ شهادت: 4اسفند160
شهید حسین علی شایسته‌مهر در سال 1342 به دنیا آمد.تحصیلات ابتدایی و متوسطه را با شایستگی به پایان رساند و در همه سطوح شاگردی کوشا بود.برای خدمت به محرومان می‌خواست پزشک شود و به مناطق محروم کشور برود، لیکن با آغاز جنگ تحمیلی وظیفه خود را در عزیمت به جبهه‌ها تشخیص داد و به همین منظور در جهاد دانشگاهی به گذرانیدن دوره امدادگری پرداخت تا پس از اتمام دوره آموزش به عنوان امدادگر عازم جبهه‌های نبرد نور علیه ظلمت گردد و در آنجا از مجروحین پرستاری نماید.جوانی محجوب و مسلمانی متعهد بود و با رفتار و گفتار نیکو و اخلاق ستوده اسلامی تبلیغ گر ارزش‌های الهی بود و به همت او و یارانش نماز جماعت در آموزشگاه بهیاری دکتر شریعتی بر پا می‌شد.
در 4 اسفند۱۳۶۰ شهید شایسته‌مهر به همراه دو تن از یارانش شهید عبدالحسین رضائی و شهید محمد علی نماززاده شبستری به منظور مهیا کردن تدارکات برپایی نماز جماعت از محل آموزشگاه بهیاری دکتر شریعتی به منزل می‌آیند تا بلندگو و وسایل صوتی مورد نیاز نماز جماعت را همراه ببرند که در برابر منزل مسکونی‌شان یکی از واحدهای تروریستی منافقین با آن‌ها برخورد می‌کنند.
تروریست‌ها صرفاً به اعتبار ظاهر حزب‌اللهی این برادران آن‌ها را متوقف کرده و پس از مشاهده کارت شناسایی مربوط به جهاد دانشگاهی، ناگهان هر سه را هدف رگبار گلوله قرار می‌دهند و بدین ترتیب این عزیزان اسلام را ناجوان‌مردانه به شهادت می‌رسانند و از محل می‌گریزند.
پزشکی قانونی علت شهادت حسین علی شایسته‌مهر را به شرح زیر گزارش کرده است:
«محل اصابت سه گلوله در ناحیه گوش چپ و کتف راست دارد که این گلوله‌ها باعث خون‌ریزی داخلی شده است و فوت کرده است.»
مزار شهید: بهشت زهرا، قطعه ۲۴، ردیف ۱۰۵، شماره ۴۸




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:17 ق.ظ

نامه ای به برادر



سلام به برادر عزیزم
فرامرز جان واقعا سی سال گذشت سخت گذشت ولی گذشت کاش میدیدمت .خواهر به برادر پشتش گرمه .کاش دیدارمون هرچه زودتر تازه بشه. دیگه داریم پا به سن میگذاریم دیگه بی فکری و بچه گیمون گذشته .باید هوای همو داشته باشیم کاش الان بچه ات جلوم راه میرفت و عمه قربونش میرفت .دلم برات خیلی تنگ شده دوستت دارم. موقع عروسی خودم قسمت نشد که باشی ولی کاش عروسی خواهرزادت باشی تا حالا دایی شونو ندیدن ولی همه مون دوستت داریم .کاش بتونی هرچه زودتر مامانو ببینی مریض احواله شاید دیر بشه عزیزم نذار چشمش به در خشک بشه چشم انتظارته . هنوز آخرین نگاهتو که رفتی تو خاطرمه . هنوز نامه آخر اسارتو که نوشته بودی انشالله دیدارمون نزدیکه تو خاطرمه .همه تک به تک میبوسنت و دوستت دارن. زودتر بیای دور هم باشیم . تعدادمون زیاد شده ولی بزرگامون تک تک دارن تنهامون میذارن .دعا میکنم که هرچه زودتر بیای. دلم برای درد دل کردن باهم تنگ شده عزیزم خیلی دوستت دارم .....مهرناز




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:15 ق.ظ

فیلم امکان مینا



فیلم امکان مینا به موضوع همکاری سازمان مجاهدین خلق (منافقین) پلید با رژیم سفاک بعثی برای بمباران مردم بی‌دفاع شهرهای تهران در جنگ تحمیلی پرداخته است. فضایی تلخ و سیاه که با گذر زمان، به تدریج از خاطره تاریخی مردم پاک می‌شد و بیم آن می‌رفت، جوانان این سرزمین که آن روزها را درک نکرده‌اند، هیچ‌گاه اطلاع و موضعی نسبت به آن کشتارها و خیانت‌ها نداشته باشند.
نکته آن‌که همین گذر تاریخ است که خاطرات را به فراموشی می‌برد و مدیران این سازمان پلید تروریستی را به هوس ایجاد شخصیت جدید برای خود و همکاری آشکار با کشورهای غربی و مرتجع منطقه وا می‌دارد. از همین رو است که پرداختن به حوادث مهم ملی برای ثبت در تاریخ و آگاه سازی نسل جوان و جلوگیری از سوء استفاده عناصر فرصت طلب داخلی و خارجی ضرورت پیدا می‌کند. چرا که سینما یکی از قدرتمندترین ابزارهایی است که می‌تواند به عنوان یک رسانه، بار آگاه‌سازی یک نسل و آیندگان را به دوش بکشد.
ماجرای فیلم «امکان مینا» در اوایل دوران جنگ ایران و عراق می‌گذرد و درباره شوهری عاشق است که به شکلی تصادفی متوجه می‌شود همسر جوانش مخفیانه عضو سازمان منافقین است...

جهت نمایش کامل فیلم امکان مینا از لینک زیر استفاده نمائید

https://www.youtube.com/watch?v=nRjLILS4414





داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:13 ق.ظ

شارلاتان بازی های فرقی رجوی



فرقه ی ضد بشری رجوی (منافقین) برای روز دانشجو پیام مضحکی صادر کرده اند تا با خیال خام خود دانشجویان و به دنبال آنان مردم ایران را به حمایت از خود به خیابان ها بکشانند،مضحک بودن پیام در اینجاست که این فرقه جانی این بار تلاش نموده تا از نام کورش کبیر استفاده کند تا شاید با بکار گیری نام کورش بزرگ خود را در صف کسانی قرار دهد که در پاسارگاد تجمع کرده بودند.
جهت اطلاع نواده های هلاکو باید به چند نکته اشاره کنم،اولآ کورش کبیر نیست و کورش بزرگ است، دومآ پایه گذار سلسله هخامنشیان خائنین را فرزندان خود نمی داند که شمایان در اطلاعیه خود به افشاگری وطن فروشانه خود به آن افتخار کردید، سومآ اگر کورش بزرگ زنده می بود هم الان شمشیر خود را بر میکشید واورسورواز را بر سرتان ویرانه می نمود چرا که کورش بزرگ ایرانی بود و هرگز خیانت به میهن را بر نمی تابید.
کورش بزرگ شاه شاهان بود که شما انگلها در ایدئولوژی خود اساسآ شاهان را قبول ندارید، کورش بزرگ هرگز برای قبضه کردن قدرت چکمه دشمنان ایران زمین را نبوسید و هرگز در برابر دشمنان ایران سر خم نکرد، اما شما چی؟ هم در برابر صدام حسین ضد ایرانی و اکنون هم در برابر سعودی های ضد ایران و ایرانی هم دست بوسی کرده اید و هم رقص میمون وار، پس سعی کنید خودتان را به کورش بزرگ نمالید چون کورش بزرگ روحش از وجود عناصری مانند شما در عذاب است و همانگونه که گفتم اگر اکنون می بود از شما آواری بیش باقی نمی گذاشت.
مجاهدین با فریب و شارلاتان بازی تعدادی دانشجو را از خارج به اردوگاه اشرف منتقل کرده بودند، هر کدام از آنان اگر تحصیلات خود را ادامه داده بودند برای جامعه سرمایه ای بشمار می رفتند اما در اردوگاه اشرف هر کدام از آنان که با تشکیلات مجاهدین قدم بر نمی داشت بدترین کارها را به او واگذار می کردند تنها برای اینکه تحقیرش کنند تا اجبارآ تن به خواست فرقه دهد، حال باید گفت مگر شما در درون تشکیلات خود قدر دانشجو جماعت را می دانستید که به خود اجازه می دهید برای دانشجویان در درون ایران پیام دهید، البته که دانشجویان شریف و آزاده میهن برای چنین فرقه ای پشیزی ارزش قائل نشده و نخواهند شد.
اما اصل ماجرا این است که مجاهدین در توهم به سر می برند، و گمان می کنند که دانشجویان ایرانی منتظر نشسته اند تا با دریافت پیام از مشتی فراری که در حساسترین شرایط کشور به مردم و میهن پشت کردند به خیابان ها می ریزند و برای همان فرای ها که با پشت پا زدن به ایران و ایرانی به دامان دشمن قدار ایران صدام خون آشام پناه برند جانفشانی خواهند کرد، در حالیکه دانشجویان شریف و آزاده ایرانی در قیاس با سران فرقه مجاهدین و اعضای آنان در درک و فهم مسائل سیاسی هزار پله بالاتر قرار دارند، اما این فرقه به بن بست نسشته هنوز دانشجویان امروزی را با دانشجویان سالهای اول انقلاب مقایسه می کند چون خود فرقه و سرانش هنوز هم در توهمات اول انقلاب به سر می برند و واقعیتهای جامعه ایران را نه می دانند و نه اطلاعات درستی از آن دارند.
اما انجمن حقیقت برای صدمین بار از سران فرقه رجوی درخواست می کند که اگر به ادعای خودتان معتقد هستید و در درون ایران پایگاه مردمی دارید و اگر گمان می برید که تیغتان در درون ایران و در میان مردم ایران برا است خواهشآ یک فراخوان برای تظاهرات چند صد نفری بدهید تا بنده و امثال بنده از رو برویم، ذهی خیال باطل.
شما بایستی در همان توهماتی که اشاره کردم دار دنیا را وداع گوئید.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:11 ق.ظ

مبارزه خستگی ناپذیر یک مادر

خواسته خانم ثریا عبداللهی مادرشجاع ، جسور و اما اندوهگین آقای امیر اصلان از رهبری و سران بیرحم مجاهدین در طی سالهای طولانی این بود و است که صدای فرزندش را بشنود او را در آغوش بگیرد و همه احساس مادرانه را نثارش کند.
متاسفانه رهبران فرقه ستیزه جوی مجاهدین خلق برای فرار از مسئولیت انسانی خویش و به جای پاسخگویی به عمیق ترین و متعالی ترین احساسات مادرانه ، در کمال شگفتی و حیرت همگان از ترفند ها و شگردهای ماکیاولی و شیوه های پیچیده ی جنگ روانی علیه خانواده ها و مادرانی که عزیزانشان در اسارتگاههای مجاهدین در قرارگاه اشرف ، کمپ لیبرتی و حال در مقر فرقه رجوی در آلبانی تحت اسارت قرار دارند ، استفاده می کنند.
آیا جز این است که قرار گرفتن در فضای غیردموکراتیک فرقه رجوی و مناسبات تشکیلاتی آزار دهنده و مخوف ، در طی گذر زمان از رهبران مجاهدین انسانهایی تک ساحتی و ناتوان از برخورداری از حس مسئولیت انسانی ساخته و پرداخته است که از درک ساده ترین عواطف مادرانه و یا خواهرانه و پدرانه محروم و عاجزند.
براستی چرا رهبران مجاهدین از تماس و یا ملاقات حتی چند دقیقه ای مادران ، پدران ، خواهران و برادران افراد مستقر در مقر فرقه در آلبانی ترس و واهمه دارند و چنان بر می آشوبند که مطالبات مشروع ، قانونی و مکرر خانواده ها را یا انکار می کنند یا سکوت می کنند و یا با تهمت زدن ، دشنام دادن و مزدور خواندن پدران و مادران کادرهای تشکیلاتی فرقه سعی در خاموش کردن احساسات و عواطف خانوادگی دارند؟
همه ما کادرهای تشکیلاتی جداشده مجاهدین واقفیم رهبرعقیدتی و سایر سران مجاهدین از حضور خانواده ها در اشرف ، کمپ لیبرتی و حال آلبانی بشدت واهمه و هراس داشته و دارند و دچار آشفتگی و پریشانی حال می گردند؟ براستی چرا؟
سران فرقه مجاهدین باور داشتند و دارند که در نوک پیکان تکامل اجتماعی قرار دارند. این توهم ذهنی و تفکر بیمارگونه که درعرصه تفکر فلسفی و اجتماعی در دوران مدرن ، عصر تحولات دموکراتیک و عقلانیت انتقادی ” مطلق انگاری ” نامیده می شود موجب و باعث خودشیفتگی ، خود برتربینی و زمینه ساز فاشیسم در حوزه اندیشه ورزی و پراتیک انسانی و سیاسی می گردد. تجربه تاریخی بر این مدعا بارها تاکید کرده است. پیامد و نتیجه چنین تفکر و ذهنیت فاشیستی بسیار شگفت انگیز است، “ بیماری فوبیا “.
فوبیا یا ترس و هراس یک آشفتگی روانی و احساس تهدید و خطر نسبت به یک عامل بیرونی است. انسانهای دلیر و بی باک فقط یک بار می میرند ولی انسانهای ترسو مرگ های پیاپی را تجربه کرده و هر بار با یک ترس می میرند و زنده می شوند و سران و رهبری مجاهدین خلق بی آنکه خود متوجه باشند دچار فوبیا ، آشفتگی روانی و هراس در برابر تهدید یک عامل بیرونی به نام خانواده ها ، پدران ، مادران ، خواهران و برادران چشم انتظار و شهروندان عادی جامعه ایرانی شده اند. این بیماری از نظر دانشمندان علم روانکاوی ریشه در گذشته دارد. ریشه درعملکرد رهبری و سران مجاهدین خلق در بیش از سه دهه…
متخصصین روانکاوی عمیقا براین باورند که تنها راه درمان فوبیا خانواده درمانی است. رهبری و سران مجاهدین خلق میبایست برای رهایی از فوبیا و ترس و هراس از خانواده های کادرهای تشکیلاتی مستقر در اسارتگاه تشکیلات رجوی در آلبانی به راه حل منطقی ارائه شده و اثبات شده بیندیشند و برای درمان بیماری خود به خانواده ها در ایران و اقصی نقاط جهان به مادرانی همچون خانم ثریا عبداللهی اجازه دهند که با فرزندان و بستگانشان در اسارتگاه مجاهدین در آلبانی ملاقات کنند و با آنان تماس داشته باشند.
آیا این یک راه حل منطقی برای درمان بیماری فوبیای مسعود رجوی و سایر سران و عناصر کلیدی مجاهدین خلق نیست؟




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:07 ق.ظ

بعد از پیروزی دونالد ترامپ



بعد از پیروزی دونالد ترامپ پیامی به نقل از مسعود رجوی در کمپ های آلبانی خوانده شد!!
بعد از ۱۱ آبان ۱۳۹۳ که اخرین پیام صوتی منتسب به مسعود رجوی پخش شد دیگر هیچ پیامی ، به نقل از وی پخش نشده است .
این دومین پیامی می باشد دقیقا بعد از دو سال به نقل از مسعود رجوی ،درون تشکیلات خوانده می شود.
روز ۸ نوامبر برابر با ۱۸ آبان ماه که انتخابات ریاست جمهوری امریکا بود و آقای دونالد ترامپ پیروز شد.
روز بعدش پیامی به نقل از مسعود رجوی در کمپ های آلبانی برای اعضای اسیر فرقه در آن کشور خوانده شد!
بعداز مقداری مقدمه چینی سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و برد، برد مقاومت از این انتخابات آمریکا، نقل پیام از مسعود رجوی به این شرح بوده است . (…. خواهران و برادران تمامی بحث و خط خطوط مریم را مو به مو به اجرا بگذارید، در عمل پیاده کنید . تمام عیار گوش به فرمان مریم باشید ، او را هرروز اثبات کنید. خواهران شورای مرکزی را در هر شرایطی حمایت کنید و پشتیبان آنان باشید. .. در این برهه از زمان هر کسی از سازمان ببرد و جداشود بزرگترین خیانت را در تاریخ مرتکب شده است و بالاترین خیانت محسوب می شود که در ردیف گناهان کبیره قرار دارد. مورد نفرین خلق و تاریخ قرار خواهد گرفت که در این برهه از زمان سازمان و مریم و شورای مرکزی را تنها بگذارد و بخواهد به دنبال زندگی خفت وخواری برود…..)
همان روز که پیام منتسب به مسعود رجوی خوانده شد، شب همان روز ۵ نفر از فرقه رجوی اعلام جدائی کردند و به جدا شده ها پیوستند .
حرف تمامی اعضا این است که آلبانی که امنیت دارد و همه جا امن و امان است . چرا مسعود رجوی نمی آید یک نشست تصویری مدار بسته برگذار کند ؟!
درهمین پیام کوتاه منتسب به مسعود رجوی تمامی شرایط فرقه دارد برملا می شود.
اولاً بعد از پیروزی دونالد ترامپ بلافاصله پیام داده که معنی خاص خود را دارد؟ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چه بردی برای فرقه رجوی دارد؟ چه اتفاقاتی افتاده که این قدر تاکید می کند که خط و خطوط مریم قجر را نفرات عمل کنند و تمام عیار گوش به فرمان باشند؟ چرا تاکید می کند که از خواهران شورای مرکزی پشتیبانی و حمایت کنند؟ چرا جدا شدن افراد را بزرگترین خیانت تاریخ و….. می شمارد ؟
از همه مهم تر همان طور که نفرات مسئله دار و معترض بیان کرده اند الان که آلبانی امن و امان است چرا مسعود رجوی یک نشست تصویری مدار بسته برای نفرات برگذار نمی کند ؟
پاسخ پیامش را چند ساعت بعد که قرائت شد با فرار ۵ تن از اعضا مهر کردند و صحبت های مسعود رجوی را اثبات کردند.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 

نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-12:03 ق.ظ

آلبانی و نپرداختن به گذشته و از آن عبور کردن



پس از اخراج باند رجوی از عراق و حضورشان در کشور آلبانی، بر اساس گزارشهای رسیده فرقه تروریستی رجوی در یک سردرگمی تشکیلاتی و از هم پاشیدگی درونی قرار گر فته، لذا از آن زمان تا کنون مستمرا نشستهائی برای نفراتِ ساکن در آلبانی توسط مسئولین برای آنها برگزار کرده اند که همگی این نشستها دارای ماهیتی توجیهی و در راستای تحریف افکار نفرات گرفتار و مستقر در آلبانی بوده است.
آنها در تناقضات خود طرح کرده اند که تکلیف ارتش آزادی چه خواهد شد و با توجه به عدم حضور فیزیکی در مرزهای ایران، سرنگونی چگونه انجام می شود.وضعیت ما در آلبانی به چه صورت است و تا کی در این کشور خواهیم بود؟ آیا در این کشور خواهیم مرد؟ چه وقت زمان دیدار شیر همیشه بیدار و رجوی فرا خواهد رسید؟
اعضاء عملا در تناقضات خود به بحث "تهاجم سیاسی" مریم رجوی خندیده و آن را به سخره گرفته اند.
بارها پیش از این مسعود رجوی شوهر مفقود شده مریم رجوی هر چند وقت یکبار از این بند ها و بحثها می آورد.و به این ترتیب زمان می خرید تا باز هم افرادی را در گرو خویش داشته باشد و در صورت لزوم تعدادی را به میدان فرستاده و قتل عام کند تا شاید رجوی مطرح شود و النهایه به قدرت برسد و هم اکنون این بحثها و بندها نیز مسئله آنها را حل نمی کند.
اخیراً واژه‌های جدیدی مبتنی بر شرایط فعلی در نشست‌های آنها به کار برده می‌شود یکی از این واژه‌ها، "بیان کردن" است. که این واژه جایگزین صفر صفر کردن شده است بطوری که هر فرد با طرف مقابل خود فقط اشکالات را بگوید و کاری نداشته باشد که طرف مقابل به آن عمل می نماید یا نه و نباید رنجشی بوجود بیاید.
مریم رجوی کماکان بر روی بندهای انقلاب که در اذهان نیروها فقط پوستشان باقی مانده است پای می فشرد.
هچنین افراد موثر نفاق که در کشورهای خارجی بوده‌اند برای تحت تاثیر قراردادن عواطف نیروها و نیز جهت جلوگیری از شیوع موضوع مسئله‌داری، به آلبانی گسیل و برای نیروها به بیان خاطرات می‌پردازند.
در حال حاضر به شدت موضوع بندف دوباره مطرح شده (فردیت و نیز نپرداختن به گذشته و از آن عبور کردن)برای فراموش کردن گذشته‌ها کار می‌شود و تحت عنوان اینکه گذشته‌ها را باید فراموش کرد و برای سرنگونی رژیم به آینده توجه کرد، سعی دارند که نگاه‌ها و اذهان را همچنان کانالیزه نمایند. و اینطور تلقین کنند که به سلسله بحثهای پوشال که رجوی مطرح می کرده فکر نکنند و آنها را به فراموشی بسپارند.
علی رغم بکار گیری تمام نشستهای توجیهی متعدد و افراد و فرستاده های ویژه، مریم رجوی به آلبانی هم اکنون مریم رجوی خود شخصا به آنجا شتافته تا با روحیه دادن و محکم کردن بند و بست حصارهای در هم شکسته تشکیلاتی لشکر فدائی و بردگان دست سازش را باز هم حفظ کند.
به نظر می رسد مسئله داری و از هم پاشیدگی حصارهای تشکیلاتی از عهده سایر مترسکهای دست ساز رجوی بر نیامده و ضروری شده تا مریم رجوی خودش آنجا حاضر شود دریغ از ا ینکه بحرانهای تشکیلاتی عمیق تر از آن است که مریم رجوی بتواند راه چاره ای برای آنها بیابد.
مریم رجوی رفته است تا بحث تهاجم سیاسی را به خورد این اعضاء بدهد.مریم رجوی زمانی می توانست ژست ایدئولوژیک و مهر تابان به خود بگیرد که از طرفی وجود رجوی و تلقینهای شبانه روزی رجوی به اعضا از یکطرف و شرایط وجود اشرف بصورتی ایزوله این وضعیت را در ا ستثمار و به بند کشیدن اذهان افراد امکانپذیر می کرد، اما هم اکنون غیبت طولانی رجوی و شکستهای استراتژیکی پیاپی این توان را از آنها صلب نموده است.
بتول سلطانی، آلمان




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 




  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...