تبلیغات
انجمن حقیقت - شستشوی مغزی چیست و آیا در فرقه مجاهدین وجود دارد و واقعی است یا خیر؟

نابودی کامل فرقه تروریستی مجاهدین ضد خلق

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:جمعه 16 تیر 1396-04:01 ب.ظ

شستشوی مغزی چیست و آیا در فرقه مجاهدین وجود دارد و واقعی است یا خیر؟



شاید برای خیلی از خوانندگان انجمن حقیقت این سئوال بوجود آمده باشد که علیرغم همه مطالب و دست نوشته ها چرا هنوز تعدادی در فرقه رجوی تصمیم به جدایی ندارند و چه چیزی مانع آنهاست و یا اینکه به مطالب منتشر شده شک کنید.
به عنوان یک فرد بی طرف این حق شماست و باید که این سئوالات باشد ولی بایستی وقتی به داوری می نشینید همه جوانب امر را در نظر بگیرید.
یکی از علتهایی که باید به آن پرداخت نحوه تاثیر گذاری روی افکار است که در اصطلاح عام به آن شستشوی مغزی و نیز در ساده ترین شکل آن کنترل ذهن و فکر گفته می شود.
حال اجازه بدهید کمی به تاریخچه این موضوع نگاهی داشته باشیم :
در عصر عثمانی سلطان محمد لشکریانی داشت که به آنها “ینی چری” می گفتند این لشکر تشکیل شده بود از فرزندان اسرا و کسانی که تحت سلطه حکومت عثمانی بودند که از همان سن ۷ سالگی آنها را به مراکزی منتقل می کردند که با آموزشهایی از قرآن و مطالبی که خواست خودشان بود آنها را تربیت می کردند و تا سن ۳۵ سالگی اجازه خروج از این ارتش را نداشتند و حق ازدواج نیز نداشتند.
در زمان هیلتر مراکزی بوجود آوردند جهت تربیت نیروها و کادرهایی که بتوانند بدون هیچ پارادوکسی خواسته ها و اهداف هیلتر را پیش ببرند.
در زمان جنگ جهانی دوم برخی نیروهای ژاپنی که به آنها کامیکازه گفته میشد دست به عملیاتهای انتحاری به خاطر امپراطور می زدند و همینطور نیروهای پلیس مخفی ژاپن همگی از کادرها و عناصر تربیت شده بودند.
در زمان حسن صباح با تشکیل قلعه هایی و استفاده از آیات قرآن و محدود کردن نیروها این کار انجام می شد.
در زمان صفویه با شیعه و سنی کردن و بابی خواندن سنی ها و بوجود آوردن این طرز تفکر در کل جامعه چنین سازهماهنگی زده می شد
ووووووووو
تا عصر معاصر خودمان که به آن خواهیم پرداخت اما در ابتدا اجازه بدهید تا کمی به این موضوع به شکل ساده و تعریف آن بپردازیم.
در یک تعریف ساده و گذرا سیستم یا جریان و یا فرقه مربوطه با تاثیر گذاری روی افکار دیگران آنچه را که خود می خواهد درست و سایر موضوعات را نادرست وانمود می کند حال در کنار اینکار با توجه به پیشرفت و تحولات موجود موضوعات دیگری نیز به آن افزوده میشود که در کل یک چرخه کاملی را تشکیل میدهد.
متاسفانه مجاهدین و یا بهتر است گفته شود این فرقه با توجه به عصر ارتباطات تا حد زیادی در این کار موفق بوده و یکی از اصلی ترین علتهای آن بدور نگه داشتن نیروها بطور کامل از دنیای آزاد و استفاده از آخرین پیشرفتهای علم روانشناسی “شستشوی مغزی” نیروهای خود را انجام داده است.
چرا میگویم موفق؟ به دلیل بهره برداری از تکنیک های کنترل فکر و ذهن در عصر ارتباطات، به همین سادگی.
در ادامه این مقاله نگاهی خواهیم داشت به اینکه این فرقه چگونه و به چه شکل از تکنیک های شستشوی مغزی استفاده می کند.
اصلی ترین و موثرترین عاملی که سران فرقه مجاهدین از آن استفاده می کنند و موفق به شستشوی مغزی نیروهای خود می شوند و از طریق شستشوی مغزی به کنترل ذهنی نیروها می پردازند ، ایجاد ترس می باشد.
این را جدی بگیرید ترس ، کما اینکه شما از کودکی شنیده اید که ترس بردار مرگ است.
حال شستشوی مغزی و بکارگیری ترس بطور همزمان ، در این فرقه چگونه انجام می شود:

تا جائیکه میشود بایستی ارتباط نیروها را با دنیای آزاد قطع کرد.
فشار مستمر روحی و روانی به نیروها وارد شود تا آنجا که خواسته سران فرقه انجام شود.
تحت هیچ شرایطی نباید کار به برخوردهای فیزیکی کشیده شود مگر در جاهایی که دیگر از فرد مربوطه قطع امید کرده اند و یا می خواهند از شرش به هر طریقی خلاص شوند.
هرنوع موضوعی که در بین نیروها منجر به برخورد فیزیکی و یا همان دعوا شود مرز سرخ محسوب میشود ، علت ، چرا که وقتی فرد در جریان برخورد فیزیکی قرار بگیرد سر به شورش بر میدارد.
تا حد امکان و به هر شکلی باید برای نیروها کار تراشید و هیچ زمان آزادی به آنها نداد.
فشار مستمر جسمی و روحی و روانی تا جائیکه فرد صاحب مشکلات عدیده جسمی گردد.
زیر فشار گذاشتن افراد تا جائیکه مجبور به تعریف خواب خودشان برای شما باشند،
درست کردن گروههای فشار در مناسبات درون تشکیلاتی برای پیشبرد اهداف تشکیلاتی و فرقه ای.
قرار دادن افراد در زیر خط فقر یا همان مینی مومها بطوریکه فرد در ازای هر موضوعی که نیاز دارد به مسئولین فرقه مراجعه کند از غذا گرفته تا موضوعات ضروری دیگر.
ایجاد جلسات مختلف بنام نشست که از ساعتی از روز شروع و تا ساعتی از شب ادامه داشته باشد که در این نشست ها بتوان به فرد مربوطه فشار وارد کرد و این درجه فشارها مختلف باشند و از کم شروع شده به آرامی بالا برود درست مثل یک دستگاه پرس که به آرامی فشار را بالا میبرد (نشست عملیات جاری، نشست کمیته ، نشست غسل ، نشست با اف قرارگاه در زمینه بریف غسل ، نشست با اف قرارگاه در زمینه سیاسی ، نشست با RS تشکیلاتی و ایدئولوژیک ، نشست با اف ام ، نشست کمیته با اف ام)
ایجاد ترس و دلهره نسبت به دنیای بیرون از مناسبات فرقه ای و اینکه هر کسی در دنیای آزاد و بیرون از مناسبات آنهاست یعنی با رژیم ایران همکاری دارد و هیچ آدم شریفی وجود ندارد و هرکس بیرون برود به نوعی برعلیه آنهاست.
ایجاد ترس و ناامیدی در افراد نسبت به آینده و اینکه اگر از فرقه جدا شوند چه خواهد شد و اینکه همه آدمهایی که در ایران هستند معتاد و یا دزد هستند و کسانی هم که در خارج هستند همگی یا عوامل اطلاعات همان کشورها هستند و یا برای ایران کار می کنند!!
تلقین این موضوع که هنوز شرایط همان شرایط دهه ۶۰ در ایران است وهر کسی پیراهن آستین کوتاه بپوشد دستگیر شده و فلک میشود و یا …

وووووووو
حال شما فکر کنید آدمی را که چند دهه است در فرقه و تحت شستشوی مغزی قرار دارد بدون کوچکترین روزنه ای نسبت به دنیای بیرون در مناسبات فرقه ای زندگی کرده و هیچ از دنیای ارتباطات و نحوه تعامل با انسانهای دیگر نمی داند ، و آسیبهای جدی جسمی دیده و ترس از مواجه شدن با دنیای آزاد و اینکه کسی نیست به کمک او بیاید و تحت اجبارات سران فرقه رجوی مجبور به طرد خانواده خود شده است و این سوال را در ذهن خود دارد که آیا خانواده اش پذیرای وی خواهند بود و اینکه برای دهه ها به هیچ عنوان خبری از خانواده خودش نداشته و خانواده را طرد کرده و نیز پس از سالها زندگی در فرقه اصلی ترین مشکلش همان مشکل جسمی ست و بیماریهای مختلفی است که او و هر فرد در فرقه دارد و اینکه اگر از فرقه جدا شود در دنیای غربت چه خواهد کرد و چگونه خواهد بود و در ادامه این مسیر از دست دادن تمامی سرمایه خودش و زندگیش یعنی جوانی را هم به آن اضافه کنید تا ببینید چه معادله ایی فرد باید حل کند و چگونه تصمیم به جدایی از فرقه بگیرد؟
پس از نظر فرد مربوطه اینکار دقیقا مثل عملیات انتحاری آن هم در دیار غربت و در گوشه خیابان افتادن است و بس.
آری ، برای لحظاتی خود را در جای این فرد تلقی کنید تا بتوانید به آنچه میخواهد انجام بدهد فکر کنید و به آنچه که بر او رفته است و در نهایت آینده مبهمی ست که به آن فکر میکند.
آری این است آنچه بر سر فرزندان و برادران و خواهران شما در فرقه مجاهدین رفته است. حال می توان تعریف دقیقی از شستشوی مغزی یا دگردیسی ذهنی و روانی کرد.
هر چه هست و بود ، حاصل کار رهبران فرقه مجاهدین و برخی از عناصر خود فروخته و رده بالای آنهاست که در قالب تیمهایی بنام کمیته ، دائم برنامه ریزی می کنند و با استفاده از علم روانپزشکی در قالب جدید آن هر چه بخواهند بر اعضا و افراد فرقه مجاهدین دیکته می کنند.




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.