تبلیغات
انجمن حقیقت - سختی فرار از تشکیلات فرقه رجوی

نابودی کامل فرقه تروریستی مجاهدین ضد خلق

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:پنجشنبه 29 تیر 1396-12:04 ق.ظ

سختی فرار از تشکیلات فرقه رجوی



فیلم دونده هزار تو The Maze Runner 2014 را اگر دیده باشید، شباهت بسیاری به محدودیتهای ایجاد شده برای کنترل افراد در درون تشکیلات فرقه رجوی دارد. محدودیت های هم عینی و هم ذهنی که مانع از فرار آنان می شود. به افراد اینطور القاء می شود که هیچ راه خروجی از این محدودیتها وجود ندارد و در این دنیای هزار تو که در آن قرار داری، پشت این دیوارهای تو در توی تشکیلات، هیچ امکان فرار به دنیای آزاد و زندگی در آن نیست. فرقه در ذهن و ضمیر افراد می کارد که آنچه در بیرون هست صرفا تباهی و نابودی است و مجبور به بودن در درون فرقه هستی.

از خود افراد برای کنترل بقیه نفرات و حتی شکنجه روحی آنان استفاده می شود. اغلب تسلیم این شرایط ساختگی شده اند، بجز تعدادی که می خواستند از این شرایط ساختگی غیر قابل تحمل رها شده و آزاد زندگی کنند و جرأت این کار را داشتند. اینها این بن بست را شکستند و بالاخره خودشان را به دنیای واقعی و آزاد رساندند تا نسیم پاک آزادی را استنشاق نمایند.

این مقدمه ای بود تا شما را به درون دیوارهای هزار توی تشکیلات فرقه رجوی ببرم؛ جایی که سالیان در آنجا با انواع و اقسام محدویتها محبوس بودم و شکنجه شدم. از کوچکترین امکان و فرصت برای ایجاد محدویت برای افراد استفاده می کنند. در عراق که بودیم چون ایزوله مطلق بودیم و چون با جامعه و دنیای بیرون ارتباط نداشتیم به این محدودیتها عادت کرده بودیم. به ما القاء کرده بودند که همه این فشارها و محدودیت ها ضروریست و باید به آنها تن داد. اما وقتی به آلبانی آمدیم این محدودیتها و کنترل کردن نفرات به دلیل بازتر شدن فضا بیشتر شد.

اولین محدودیت اعلام شده این بود که هیچ کس حق ارتباط با شهروندان آلبانیایی را ندارد. این اولین توجیه نفرات در بدو ورود به آلبانی بود. بعد تردد نفرات حتما می بایست دونفره یا بیشتر باشد. حین تردد هر چیزی که به ذهنت خطور می کرد باید به نفر همراه بگویی و در مقر آنرا روی کاغذ پیاده کنی و به مسئولین بالا بدهی و در جمع هم برای همه بخوانی نه یکبار بلکه در سه نشست مختلف.

نفرات حتی اجازه یادگیری زبان آلبانیایی هم نداشتند تا بتوانند با شهروندان آلبانیایی که همسایه آنها بودند و هر روز از کنارشان رد می شدند سلام و احوالپرسی داشته باشند. در این رابطه حتما از آنان حسابرسی می شد که هرچی به هم گفته اند باید به بالا گزارش کنند. من خودم بارها شاهد بودم که بچه های همسایه که در همان محوطه و محدوده تردد داشتند یا بازی می کردند، نفراتی که با آنها صحبت کردند مورد اعتراض شدید مسئولین قرار گرفتند و همه را جمع کردند و این ضابطه را برای همه خواندند و تأکید کردند که دیگر کسی حق ندارد این ضابطه را زیر پا بگذارد.

با نفراتی که سالیان با هم بودیم نمی توانستیم برویم آپارتمان یا محل کار و یا اتاق آنها. این یک ضابطه سفت و سخت بود. من خودم چند بار خواستم برای دیدن دوستم به آپارتمان کناری که محل استقرار او بود بروم ولی نتوانستم و اجازه ندادند. اگر می رفتم بعدا باید حساب پس می دادم که چرا و برای چی مراجعه کردم. می گفتند که مگر ضابطه نشده که دیدارهای دوستانه و رفیقانه ممنوع است.

از اینترنت که در دنیای کنونی اگر به اینترنت دسترسی نداشته باشی از تمام دنیا قطع هستی اگر می خواستی استفاده کنی اولا باید در نوبت طولانی می ماندی چون فقط یک کامپیوتر وصل به اینترنت بود ثانیا باید حتما دونفره باشی. آن یک نفر علاوه بر نفری بود که همیشه نظارت می کرد.

برای کنترل بیشتر نفرات شروع به نصب درهای آهنی سنگین و بزرگ در دو طرف مقر مفید کردند. در نهایت یک درب آهنی بسیار بزرگ به بهانه ایجاد امنیت برای افراد وسط خیابان منتهی به آپارتمانهای مفید نصب کردند، که مورد اعتراض شهروندان و کمیساریا هم قرار گرفت. اما در نهایت با چندبار نصب و برداشتن موفق شدند که آنرا نصب نمایند.

علاوه بر اینها جلوی هر آپارتمان نگهبان بیست و چهارساعته گذاشته اند که تردد نفرات را کنترل کنند. باز علاوه بر اینها چهار طرف مقر مفید دوربینهای مدار بسته کار گذاشته اند تا چیزی از دستشان در نرود. این دوربین ها درست مثل سیم های خاردار اشرف که رو به داخل بود برای کنترل ورود نفرات غریبه نبود بلکه برای کنترل خروج نفرات خودی بود.

بغیر از این محدودیتها و کنترل لحظه مره نفرات در بیرون و اطراف مقر مفید با هزینه های کلان، تعدادی از شهروندان آلبانیایی را هم اجیر کرده اند تا نفراتی که بیرون می روند را تعقیب و مراقبت نمایند. واقعا رجوی چقدر به گوهران بی بدلیل و انقلاب کرده اش اعتماد دارد.

نفراتی که برای ورزش دو می خواستند بروند باید دو یا سه نفر می بودند و از مسیر مشخص شده که مسئولین مشخص کرده بودند از یک در مشخص با نوشتن مشخصات خود و ساعت رفت و برگشت می توانستند بروند که مورد اعتراض همه نفرات قرار گرفت. وقتی دیدند که همه اعتراض دارند نوشتن اسم نفرات و درب مشخص را حذف کرده و عقب نشینی نمودند. از مسیری می توانستی برای ورزش بروی که تشکیلات مشخص کرده بود و در ساعت تعیین شده برمی گشتی. در غیر این صورت توبیخ و تنبیه در انتظارت بود.

اما جدیدترین محدویت اعمال شده که چندیست اعمال می شود این است که علاوه بر نفراتی که تشکیلات بالای سر نفرات حین کار با کامپیوتر گذاشته است، از طریق سیستم کامپیوتری هم کامپیوتر نفرات لحظه مره مانیتور و کنترل می شود.

با وجود این همه محدودیت که گذاشته اند بتازگی به بهانه امنیت و اینکه قاطی شهروندان آلبانیایی نباید باشیم، برای ایجاد محدویت شدیدتر و کنترل هرچه بیشتر نفرات و قطع آنها با دنیای بیرون، می خواهند کاملا به بیرون شهر منتقل شوند.

در چنین زندان مخوفی ذهن افراد را قفل کرده اند. پشت این دیوار هزار توی تشکیلات فرقه وقتی آدم فکر می کرد هیچ راه خروجی برایش متصور نیست. مخصوصا چنین به افراد القاء کرده اند که خارج از این تشکیلات تماما تباهی و نابودی است.

ولی بالاخره دونده از درون این دیوار هزار توی فرقه فرار خواهد کرد. تعدادی تسلیم این شرایط ساختگی و تشبثات سران فرقه نشدند و راه خروج از پشت دیوار هزار توی تشکیلات فرقه رجوی و رسیدن به دنیای واقعی و آزادی را پیدا کردند.

ژ. ه. جدا شده از مجاهدین خلق – تیرانا – آلبانی





داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 


زهرا
پنجشنبه 29 تیر 1396 04:59 ب.ظ
مطلب بجا و قشنگ بود دمت گرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.