تبلیغات
انجمن حقیقت - غسل در لحظه غسل در صحنه؟!

نابودی کامل فرقه تروریستی مجاهدین ضد خلق

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :انجمن حقیقت
تاریخ:یکشنبه 29 مرداد 1396-11:04 ب.ظ

غسل در لحظه غسل در صحنه؟!



غسل هفتگی را شاید خیلی از شما شنیده باشید اسم چه نشستی هست شاید هم خیلی ها هم ندانند چیست . ( بیان کردن لحظات جنسی از هر نوع که باشد ، حتی برای یک ثانیه ) از آنجایی كه نفرات به قول خود فرقه انقلاب كرده اند !زن وشوهر واز این قبیل در دستگاه اینها طلاق داده شده است. بخاطر همین باید در نشستهایی نفرات لحظات خود را مکتوب کرده وبیایند در نشست بخوانند. مثلا من خانمی را دیدم لحظه داشتم یا یاد زنم در ایران افتاد م ولحظات زندگی طلبی داشتم . یا اینكه خواهری را در مناسبات دیدم لحظات خوبی نداشتم . منظور از توضیح این فاكتها آشنایی با این نشست بود در اشرف ولیبرتی که بودیم ، نشست ها به صورت روزانه یا هفتگی برگزار میشد . بعد از اینکه به آلبانی انتقال داده شدیم نشستها روزانه شد. البته دیدند كه آدمها بیرون میروند وهر قدمی كه بر میدارنند خانم های بی حجاب میبینند ،یا اینكه لحظات جداشدنها وزندگی طلبی در افراد زیاد میشود . غسل در صحنه یا غسل در لحظه گذاشتند ! یعنی افراد در هر كجا كه صحنه ای دیدند یا خانم ....هر كجا كه برادر مجاهدی در كنارشان بود وا می ستادند میگفتند من 3 تا لحظه داشتم یا اینكه 10 لحظه داشتم . مهم نبود نفر چه كسی همراهش می باشد . مثلا برای خود من پیش آمده بود صد مرتبه كه نفرات بالای 40 سال سابقه دارد میامدند میگفتند ما لحظه داشتیم ، من از خجالت آب میشدم كه نفری كه 40 سال سابقه دارد بیاید جلوی من این لحظات رادر خیابان بخواند یا بگوید . لعنت برباعث وبانی این انقلاب میفرستادم كه این نشست هارا گذاشته وهمه چیز را لوس كرده و باعث ضدیت افراد شده است . جالب است سازمانی كه دم از این میزند، سازمان مردمی میباشد تا به حال نشده بود كه حرف ما راگوش كند هزار بار با این كار مخالفت میكردم ،خیلی راحت ما هم به لجاحت وضدیت میفتادیم . ما فاکت هایمان را نمی گفتیم ، آنهایی را كه هم میگفتیم خودشان علنی دیده بودند به ما ها میگفتند . ولی این را داشته باش كه مال ما همش خالی بندی است واین شده بود یك خنده بازاری در مجاهدین آدمها موضوع نشست غسل در صحنه را لوس میكردند . مثلا خانمی را میدیدن میگفتند ما لحظه داریم وهمه میخندیدیم . اینكه نفری خم شده بود همه میگفتند ما لحظه داریم بعد میفهمیدیم طرف مرد است كه خم شده شاید . باورتان نشود تا ماها این نشست ها برای نفرات تبدیل به جوک شده بود . الان هم كه از چیزها خبر دارم ادمها یا نمیگویند یا فرمی بیان میکنند .هنوز هم كلا تقابل دارنند وبه جایی كه به انقلاب خواهر مریم قجر درود بفرستند لعنت میفرستند بله سرباز در ركاب مسعود ومریم یعنی همیمن .

نفر جدا شده از فرقه تیرانا آلبانی سعید زمانی




داغ کن - کلوب دات کام
عقیده ی شما() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.